دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

عظمت بی همتا

عظمت بی همتا (2)

حرکت، سخن یا غیر سخن را چو با نام او آغاز کردی، او خود به تو نیرو می بخشد که با پیروزی به پایان رسانی. انسان فضائی از هر سو بسته است عاری از نور، با دریچه هائی به سوی بیرون. با دریچه هائی به عالم نامحسوس، کافر انسانی است که به دست خویش بپوشاند و ببندد دریچه هائی را که رو به تقوی دارد و پرده افکنده در برابر دریچه فهم و عقل خود تا بیرون را نبیند و صدائی از بیرون نشنود و عالمی جز دنیای ماده را حس نکند و چون به سبب کفر راه هدایت را نیافت، لاجرم مسیری که برای او باقی می ماند، راه ضلالت است و این انسان است که خود به اختیار گمراهی و تباهی را برگزیده و هرچه در این مسیر پیش رود ناگزیر از رستگاری دور می شود.

انتظاری ناموجه است که انسانی، خود به اصرار و لجاجت به سوی پلیدی حرکت کند و تا خود و به اراده خویش بازنگشته او را از راه ضلالت به سوی هدایت بازگردانند. پس انسان گمراه، پی در پی به گمراهی خویش می افزاید و به سوی مقصد ناصوابی که برگزیده به پیش می رود، تا آنجا که بر نیروی درک او از حق مُهر گذارند و این نیست جز حاصل کفر او اگر مهر نهادن بر دلها و شنوائی کافران یا در پس  پرده گذاردن دیدگان آنان که حق را نفهمند و نشنوند و نبینند به عظمت بی همتا نسبت داده شده، این قانون عالم هستی است که همه امور به اراده اوست. باطل نیز به امر او، بر جنس خود بیفزاید و بدیهی است آنان که به سوی باطل سیر می کنند، پیوسته از حق دور می شوند و به آنجا می رسند که یقیناً پند و اندرز در آنان مؤثر نمی افتد و مساوی است آنان را بترسانند یا نترسانند.

قدم نخست حرکت به سوی ضلالت، به اختیار انسان است و چون گمراهی را انتخاب کرد، سرعت در سراشیبی در اختیار او نیست و او را به قعر هلاکت و به سوی عذاب عظیم می برند و این نظام آفرینش و اراده عظمت بی همتاست، همانگونه اگر انسان قدم به راه هدایت گذارد، هر لحظه بر هدایت و درک او از حق افزوده شود.

اگر دست خود را بر آتش گذاری، آتش را به اختیار پذیرفته ای و گریزی از سوختن نیست. این اثرپذیری که در آن شکی نباشد، به اختیار تو نیست، به اراده آن عظمت بی همتاست که در عالم تکوین مقرر فرموده که آتش بسوزاند و اگر می خواهی نسوزی درون آتش نباید رفت و اگر رستگاری می خواهی در راه هدایت سیر کن که پایان آن رضوان عظمت بی همتاست، چه لذت و سعادت بخش است رضایت او.

همه چیز در اختیار انسان و جهان در تسخیر اوست و چون به اختیار برگزیدی، آثار انتخاب بیرون از اراده انسان است و چون گمان کردند که سوختن آتش، قانونی است که عظمت بی همتا نیز به آن ناگزیر است و قادر به ممانعت از سوختن آتش نیست، به معجزه به آتشی که مردمان برای سوزاندن آن پیام رسان بزرگ فراهم آورده بودند، امر فرمود آن مرد مقدس را نسوزاند.

به اراده خالقِ آتش، آتش گلستان شد و چون کفارِ آن عصر نیز راه فهم حق را بر خود بسته بودند، با دیدن این معجزه سر تسلیم فرود نیاوردند و در راه گمراهی باقی ماندند و این نظم جهان هستی عین عدالت است که کافر در آتشی که خود به اختیار برافروخته، بسوزد و صالحان و مردان با ایمان از رضوان الهی بهره مند شوند. آتش  خود دوزخ و رضوان در بهشت، هر دو عین عدالت است و عظمت بی همتا از ظلم و ستم درباره بندگان خود مبرّی است. انسانی که دلی ناپاک و بیمار دارد، هر روز بر بیماری او افزوده می شود.

آن طفل نادان را بنگر که کتاب در دست، والدین خود را می فریبد که به قصد مدرسه و آموختن علم آنان را ترک می کند و چون روزهای عمر خود را در بیرون مدرسه بیهوده و به بازی می گذراند، حتی اگر به او پند دهند که مانند دیگر اطفال برای آموختن علم و معرفت راه مدرسه را پیش گیرد، او اطفال دیگر ر ا نادان می خواند و خود را کامیاب و چون عمل او را فساد نامند، گوید من در اندیشه اصلاح آینده خویشم و گوید آنان که علم آموختند و درکِ معرفت نمودند سودی نبردند و چون ایام کودکی سپری شد، درمی یابد که او خود را فریب داده نه والدین خویش را. آن طفل فاسد بود و خود نمی دانست و آنگاه که دانست سودی نداشت.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٦:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۱
comment نظرات ()