دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

مهرم حلال جانم آزاد

مهرم حلال

     «مهرم حلال جانم آزاد» فریاد زن ستمدیده ای است از ستمِ شوی مسلمان خود که قرن هاست در فضای کشور اسلامی ایران طنین اندازاست. ما و شما و حقوقدانان و فقیهان و قضات و وکلای دادگستری و جامعه شناسان و روانشناسان و آسیب شناسان، همه این فریاد تلخ را می شنویم و به شنیدن و بی اعتنائی به آن خو کرده ایم، گوئی ناشنوائیم و ناآشنا به معانی، شنونده صدای نامفهوم.

     آیا باید آزاد گذارد شوی مسلمان را که از مسلمانی تنها آموخته است، رهائی زن از جور و ستم، در دستان قدرتمند اوست «الطلاق به ید من اخذ بالساق» که از احکام و حکمت خداوندی به زیان همسر مظلوم خود، نهایت استفاده را ببرد تا زن به بردگی او تن دهد و یا تمام سرمایه خود را بپای او بریزد و بردگی خود را خریداری و خود را آزاد کند.

     زن مطلقه پس از بذل حقوق و اموال و از دست دادن سرمایه خویش در پناه کیست؟ و اگر ندارد پناهی برای ادامه حیات، کجا برود، کجا بخوابد، بر سر سفره چه کسی بنشیند و چون بیمار شد، کیست که درمان او را برعهده گیرد.... زنان دور اندیش که نمی دانند چه آینده ای در انتظار ایشان است، در اندیشه استقلال مالی برای ایام رهائی، کانون خانواده و مرکز پرورش کودکان خود و نسل آینده کشور را ترک و چون فرسوده به خانه بازگشتند، ناگزیر با تلاشی ملالت آور، مدیریت خانه و خانواده را نیز بر دوش دارند: نه مادرند برای فرزندان خویش همچون مادران فارغ از اشتغال و نه همسری دلربا برای شوهران، تا عاشقانه و بی منت خانه را زنده و شعله معاش را روشن نگه دارند. باز خسته به کار باز می گردند، نگران از تنهائی کودکان خویش و ملزم به اطاعت از رئیسی دیگر که برای مزد باید از او نیز فرمان بپذیرند که این اشتغال برای استقلال مالی خود، پایه های زندگی را سست می کند و به طلاق می انجامد و زن که جوانی و طراوت خود را از دست داده، سرگردان کوی و برزن در جستجوی زندگی دیگری که آینده آن نیز مجهول است.

     اگر بنویسند زنان مطلقه رنج های خود را قبل و پس از جدائی و طعم کشنده آن را گروهی به خانه خویشان خود پناهی می برند با سرافگندگی و حقارت و یا با دست تمنا بسوی این و آن، صالح و ناصالح، داستان زندگی زنان مطلقه کتاب ها خواهد شد که خواننده آن بی اختیار اشک خواهد ریخت.

     دفع ظلم و نفی ضرر از اصول و احکام اسلامی است که بر سایر احکام و بر همه امور، خصوصاً بر نظام خانواده حکومت دارد. حقوقدان و فقیه می دانند که حکومت در این معنی چگونه اطلاق عموم همه احکام را تغییر می دهد. یعنی هیچ حکمی در مقام تشریع و پس از تشریع در مقام عمل، نباید به ظلم و ضرر مسلمان بیانجامد و هیچ مسلمانی نمی تواند اِعمال حق خویش را وسیله اضرار دیگری قرار دهد. «اصل چهلم قانون اساسی جمهوری سلامی»

     اگر مسلمان، به واقع مسلمان باشد، هرگز به خود اجازه نمی دهد زندگی را آنچنان بر همسر خود تنگ کند و او را جسماً و روحاً بیازارد که جان و انسانیت خود را در خطر نابودی ببیند تا از باب استیصال فریاد زند «مهرم حلال جانم آزاد» نه تنها مَهر، هر چه دارم، حتی خانه ای را که از درآمد خود خریده ام نیز می دهم تا با دستان خالی از خانه ظلم و جور بگریزم، هیچکس شک ندارد که اسلام به ظلم چه مخفی، چه آشکار رضایت نمی دهد. زنان جامعه ما بدگمان شده اند که گویا این اسلام است که به شوهران اجازه ستم به زنان را داده است. بیائیم زنان خود را از بدگمانی به احکام اسلام نجات دهیم.

     طرح و اندیشه ای نو باید، تا زنان مسلمان باور کنند که نقص در اسلام نیست، اجرای ناصحیح احکام و جمود و سطحی نگری است که سبب ویرانی خانه ها و خانواده هاست. بیش از سی سال است که زنان همچنان در انتظار تحولی عظیم در زندگی خود هستند تا به رخ بکشند جاودانگی قوانین جهان اسلام را در برابر دیدگان مردم سایر ملل، در حالیکه فقیهان و حقوقدانان مراجع رسمی کشور در توقف به سر می برند و برای اجرای احکام اسلام در جهت تأمین سعادت خانواده و زنان قدمی برنداشته اند. در این شرایط آسان است بر شوهر که با اکراه و اجبار غیر ملموس از زن، ذیل برگه ای امضاء و اثر انگشت بگیرد که اجرت المثل و نحله و مهریه و همه آنچه را دارد به شوی خود بذل کرده است، آیا شما خردمندان این بذل را باور می کنید، مگر زن سفیه یا دیوانه است که مال خود را ببخشد، آنهم زمانی که در چنگ شوی ستمگر خویش اسیر است و زمانی که خانواده او فرو می پاشد. آیا چنین بذلی از نظر شرع و قوانین موضوعه کشور پذیرفته و دارای اعتبار است؟

  • ·        وکلای محترم دادگستری آیا تا کنون برای اعلام بطلان این بذل و بخشش، تظلم و تلاش نموده اید؟
  • ·        قضات محترم دادگستری تا کنون به بطلان این بذل و بخشش حکم داده اید؟
  • ·        حقوقدانان دانشگاهی تربیت کنندگان قضات و وکلاء آیا تا کنون در این زمینه اندیشه کرده اید که چگونه باید مانع این ستمگری شد؟
  • ·        روحانیت معظم و فقهای ارجمند، آیا تا کنون در اعلام بطلان این بذل و بخشش و رهائی زنان از ستم شوهران فتوائی داده اید؟

     طرح و اندیشه ای نو باید!

از تمامی قضات، وکلای دادگستری و حقوقدانان دانشگاهی و روحانیت آگاه که با مردم زندگی می کنند درخواست و دعوت می شود، تا دست به دست هم دهیم و نهادی مردمی بنا کنیم، مستقل برای حمایت از زنان مطلقه و تسکین آلام آنان، حمایت حقوقی، حمایتی اجتماعی و برای ساختن سرپناه در هر شهر برای بانوان مطلقه و سرگردان و رانده شده از خانه شوی خود. قطعاً این عمل خیر بیش از هر عبادت دیگری نزد خداوند مأجور و مقبول است، اگر رضوان الهی را می طلبید. حقیر درصدد است مقدمات تأسیس این نهاد مردمی و غیرانتفاعی را در استان البرز و شهر محل زندگی خود فراهم آورد. بانوان حقوقدان باید این مهم را در دست گیرند و مردان نباید در آن نقش اجرائی داشته باشند، مگر در حد مشاوره.

     از همه بزرگواران و علاقمندان به احکام اسلام و همه کسانی که دلشان برای اجرای عدالت واقعی و حمایت از ستمدیدگان می طپد، استدعا دارد ما را در این اندیشه نو یاری کنند و زنان باید رکن اصلی این تأسیس باشند و شأن والای خود را نشان دهند.َ

     از زنان ستمدیده نیز تقاضا دارد، قلم به دست گیرند و بنویسند شرح ستم هائی را که تحمل کرده اند و ناگزیر برای نجات جان خود گفته اند «مَهرم حلال جانم آزاد» تنها از این طریق است که انگیزه عاشقان عدالت تقویت می شود. اگر مردان ستمگر بدانند، اعمال ایشان از جهات گوناگون بررسی خواهد شد و آنچه را به ستم از زنان خود بدست آورده اند از آنان باز پس گرفته خواهد شد، دست از ستم به زنان بردارند، به امید آن روز.

 

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٦:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱
comment نظرات ()