دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

پیمان دو پدر

پیمان دو پدر

     پدری به پدری در خلوت خود که جز خدا شاهد سخن آنها نبود، گفت: جوان نارس مرا به فرزندی بپذیر و در تمامی سال های زندگی، از حمایت او دریغ مکن و تکیه گاه مستحکم او باش، او نه مالی دارد و نه مقام و نه شغلی.

     من از جانب فرزندم عهد مؤکد می سپارم که برای همسر و بانوی خود تا پایان عمر جوانمرد و خدمتگذار او و در برابر احسان تو، چو فرزندی فداکار و سپاسگزار باشد و خطائی نکند که مرا در برابر این عهد شرمنده و تو را رنجیده خاطر کند.

     این دو پدر در آن لحظات شادی و پیوند مهر و وفا، پیمان خود محکم ساختند و شرف خود را وثیقه آن پیمان گذارند و خانواده ای نو بنا شد، بی آنکه پیمان قلبی خویش را مکتوب کنند تا در صورت نقض جوانمردی، مستند باشد.

     پس از چندی آن پدر به جهان باقی شتافت. پدر به جای مانده، لحظه ای عهد خود را فراموش نکرد و سخن گفته در زمان انعقاد پیمان را به گوش جان می شنید و بی منت به عهد خود وفادار و استوار بود هیچگاه از حمایت همه جانبه آن جوان دست برنمی داشت، اما آن جوان که قرار بود تا پایان عمر جوانمرد باقی بماند، چون (ریال) و محاسبات ریالی را معبود خود ساخت، بنای خانواده را به متاع دنیا فروخت و خانه زیبای مردانگی را فرو ریخت. کجاست آن پدر درگذشته پیمان بسته که بد عهدی فرزند خود را ببیند و دل های شکسته را ترمیم نماید. خدایش بیامرزد، که او نیز فرزند خود را نمی شناخت.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢۸
comment نظرات ()