دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

نبود و نباشد

نبود و نباشد
     یکی از دوستان پرسید: نوعاً جلسات دوستانه یا خانوادگی، با سلام و احوال پرسی و سؤال راجع به آب و هوا آغاز می شود و با دیگر چه خبر، به زودی به پایان می رسد و سکوت جلسه را فرامی گیرد و هرکس به فکر خود فرو می رود یا به پراکنده گوئی روی می آورد و از این جلسات نفعی عاید حاضرین نمی شود.
     این سکوت سنگین و این پراکنده گوئی بی معنی را چگونه باید شکست تا شرکت در این نوع جلسات نشاط برانگیز و گفته ها و شنیده ها مفید و جذاب باشد؟
     ازآنجا که ما انسان ها در آثار وجودی پدیده های گوناگون جهان اعم از آثار مثبت یا منفی، تفکر چندانی نمی کنیم و آنگاه که نبود و نباشد، به این آثار پی می بریم ، با حسرت و افسوس یا با مسرت و خشنودی، می توان با طرح این سؤال در جلسات دوستان یا محافل خانوادگی که اگر نبود و نباشد چه می شد و یا چه خواهد شد؟ ساعت ها به بحث و گفتگو پرداخت، آنچنان که حتی طولانی شدن جلسات را حس نکنیم سکوت حاکم بر جمع را بشکنیم.
     البته ممکن است در دایره بزرگ خانواده و دوستان، افرادی علاقمند به تفتیش عقاید دیگران باشند و یا مأمور به این وظیفه، برای معرفی مخالفین با عقیده یا عقایدی خاص. باید از آغاز گفتگو از اینان خواست که این وظیفه را فراموش کرده بگذارند دوستان و خویشان آزدادانه سخن گویند و بیمی به خود راه ندهند و اینگونه حقایق روشن خواهد شد.
     در پاسخ به سئوالات مطروحه در این جلسات، هم موافقین شیفته یک عقیده و هم مخالفین سرسخت می توانند شرکت کنند، چه بسا بدون زحمت و برخلاف انتظار در پایان بحث موافق با مخالف و یا مخالف با موافق هم عقیده شوند. همه باید عقاید سابق خود را کنار بگذارند و با ذهنی چون صفحه سفید به سئوالات بیندیشند و پاسخ دهند. اگر آثار نبودن پدیده ها بررسی شود بهتر می توان آثار مثبت یا منفی وجودی پدیده ها را درک نمود.

« و اینک سئوالات »
     اگر در گذشته رود و دریاچه و دریا و اقیانوس، یعنی آب در جهان نبود و یا هم اکنون نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر در گذشته بوته های سبز و درختان و جنگل ها، یعنی گیاهان نبودند یا هم اکنون نباشند، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر تپه ماهور ها و کوه ها و سنگ ها و زمینی که بر آن پا می گذاریم نبود یا نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر آسمان و هوا و ستارگان و ماه و خورشید، نبودند یا نباشند، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر اگر آدم و حوا و شیطان و یا آن میوه ممنوعه نبود یا آدمی و شیطان نباشند، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر دوستان و دوستی و یا دشمنان و دشمنی نبود یا نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر طمع و روحیه تجاوز به حقوق دیگران نبود یا نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟

     اگر منابع و معادنی، چون آهن و فلزات و نفت در جهان نبودند یا نباشند، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟

« حال به کشور خود بیاندیشیم »
     اگر از ابتدا کشوری به نام ایران نبود یا هم اکنون ایران نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر تهران پایتخت ایران نبود یا اکنون نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر انقلاب اسلامی پیروز نمی شد و یا هم اکنون جمهوری اسلامی نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر نظام حاکم بر ایران، جمهوری نبود یا هم اکنون نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر نظام حاکم بر ایران، اسلامی نبود یا نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     اگر رئیس جمهوری یا نخست وزیری و مجلس و سازمان قضائی نبود یا نباشد، چه می شد؟ یا چه خواهد شد؟
     و هزاران سئوال از این قبیل می تواند ساعت ها، روزها، و هفته ها و.... جلسات دوستان و خویشاوندان را اداره کند، مشروط براینکه ادب در سخن گفتن و آزادی بیان حاکم بر بحث و گفتگو باشد. امید است که حاصل این نوع جلسات هم فکری و تقارن و تعدیل عقاید باشد.

 

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٠
comment نظرات ()