دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

تعریف عدالت

تعریف عدالت

      عدالت چیست که تمامی مدعیان رهبری جهان بر سر آن نزاع دارند و عدالت گستری را سرلوحه شعار خود قرار می دهند؟

      هیچ حاکم مستبدی نگفته و نمی گوید برای ظلم و ستم زمام امور را بدست گرفته است. زادگان ابوسفیان که خود پایه گذار ظلم بودند، ادعای عدالت داشتند. بی دین بودند و خود را امیرالمؤمنین می نامیدند!

      عدالت را چگونه می توان تعریف کرد تا مدعیان دروغین عدالت رسوا و شناخته شوند. آیا به واقع عدالت قابل تعریف است؟ همه در شناخت عدالت سرگردانند: یکی می گوید برای تحقق عدالت مالکیت نسبت به اموال و منابع باید عمومی باشد و دیگری می گوید لازمه  اجرای عدالت، حمایت از مالکیت خصوصی و تقویت سرمایه داری است. برخی عقیده دارند برای برقراری عدالت در جهان، باید جنگید و کشورها را اشغال کرد و گروهی دیگر طالب زندگی آرامند و می گویند باید صلح کرد و با قدرتمندان به مدارا رفتار نمود تا از گزند آنان مصون ماند. آیا جنگ عدالت است یا صلح. جنگ عادلانه چیست و صلح عادلانه کدام است؟

   انسان با تمام گستاخی خود را مجاز به خطا می داند. به آزمون و خطا روی می آورد بع امید عدالت. او از خطای خود زبان های جبران ناپذیری می بیند. باز می آزماید و باز خطا می کند و از کرده خود شرم ندارد. این سلسله پایان نمی پذیرد.

      بشریت تاکنون در تشخیص عدالت دچار حیرت و بلاتکلیفی است و در جستجو و انتظار انسان والا و بدون خطائی است که از غیب بیاید و جهان را از شر مدعیان عدالت نجات بخشد.

     رساترین تعریفی که از عدالت برجای مانده، تعریف آن مرد خداست که فرمود: عدالت یعنی قراردادن هرچیزی در جای خود که با نظم توأم است. بلاتردید انسانی الهی مصون از خطاست و نیاز به آزمودن ندارد: می داند که جای هرچیز کجاست و از عهده اجرای عدالت به شایستگی برمی آید، ولی برای دیگر ابنای بشر همواره این پرسش بلاجواب باقی است که «جای هر چیز کجاست؟»

     باید اعتراف کرد: عدالت حس کردنی است و تعریف کردنی نیست و از اسامی معنی است همچون فداکارای، عشق و خشم. هیچ نقاش چیره دستی نمی تواند این معانی را بر صحنه ای سفید نقش کند، مگر با حمل آن بر اسامی ذات به مانند انسان: فداکاری را بر سربازی که برای حفظ میهن جان خود را فدا می کند یا مادر عاشقی که فرزند خود را در آغوش می فشارد و یا خشم در چهره دشمن و اینگون است که می گوئیم عدالت را نیز باید در چهره مردمان جستجو کرد نه بر صفحات و نوشته ها و یا در شعارهای آتشین. عدالت را در علی«ع» پیشوای مؤمنان و مهربانی را در مسیح، زاده مریم می توان مجسم دید که درود خدا بر آنان باد.

     عدالت قضائی نیز چنین است. عدالت قضائی را باید در سیمای اصحاب دعوی، خصوصاً در چهره عموم مردم جستجو کرد، آنان که با احساس درونی خود عدالت را درک می کنند، رعایت کامل بی طرفی، احترام یکسان به اصحاب دعوی، ایجاد فرصت دفاع و توجه به دلائل طرفین و رد یا قبول مستدل مدافعات و خودداری از سوألات تلقینی و فراهم نمودن فضای آرام و امن در دادرسی، عدالت را بر چهره مردمان می نشاند، حتب بر چهره مجرمانی که مجازات خود را متناسب با جرم ارتکابی احساس کنند. باز باید گفت: عدالت را نمی توان تعریف کرد، باید عدالت را حس کرد. عدالت اجرا شدنی نیست، مگر به دست انسانی که مصون از خطاست.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٥
comment نظرات ()