دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

سخنی با برتران

سخنی با برتران


آنگاه که بر تنی چند یا بر قوم و قبیله ای و شهری و کشوری برتری یافتی یا حتی به لیاقت و کفایت خود، برای حفظ شایستگی خویش، سخت باید مراقب باشی که در جسم و اندام و در روح و جان انسان رخنه می کنند و بایستی در برابر شیاطینِ بیرون از خود که پیرموان انسان های برتر در گردشند تا آنان را بفریبند و سود برند. بزرگان، نقل به مضمون فرموده اند:
1. به آنان که با الفاظ زیبا و حرکات دل پسند گرد تو آیند اعتماد مکن، شیرینی قدرت آنان را به سوی تو آورده است. آنان تنها به منافع خویش می اندیشند و در خطر و هنگام سقوط تو را رها کنند. کسانی را به مشاورت برگزین که چون تو برتری یافتی خود را به تو نزدیک نکردند. آنان که از ستم به دیگران به خشم می آمدند و گنه کاران را یاری نمی کردند. آنها باید یار خلوت ها و مجالس تو باشند تا از گفتن سخنِ حق نهراسند، گرچه تلخ باشد و تو را دلتنگ کند. آنان به جاه و مال تو چشم ندارند و از مجاورت تو بر ثروت خود نمی افزایند.
چهره انسان آئینة درون اوست، اگر کسانی ترا به صفاتی ستودند، خواه در تو باشد یا نباشد، چهره در هم کش که ستایش بسیار آدمی را خودپسند و سرکش می کند و ناگزیر برای رضای خاطر خود به مدیحه سرایان و صداها و سیماهای خوش بیان روی خواهی آورد.
2. پیروان تو روزی پیرو دیگری بوده اند، به کردار و گفتار تو آنگونه نظر کنند که در بارة گذشتگان سخن می گویند. جمیع مردم اگر آزاد سخن گویند در قضاوت خود راجع به برتران خطا نکنند. مراقب باش گروه اطراف تو، تو را از این قضاوت محروم نسازند. خود یا کسانی صادق راستگو را با لباس مبدل که تو و آنان را نشناسند، در جمع پیروان خویش حاضر شوید و سخنان آنان را بی واسطة صدای آراسته و چهرة ایشان را بی واسطة سیمای ساخته از ریا، بشنوید و ببینید. مردم به فرمان عقل و دل خود چون به تنگ آیند برتران را آرام نمی گذارند.
3. برتران باید حتی از آنچه بر دیگران رواست، بر خود سخت گیرند تا به حال ضعیفان پی ببرند و تنها از این طریق است که مهربانی و رفتار نیکو در دل ایشان جای خواهد گرفت. انسان ها پیرو تو باشند یا نباشند، همانند تو می خورند و می آشامند و همانند تو به آسایش و آرامش نیاز دارند، بر آنان سخت مگیر! گرچه امروز برتری ولی به برتری با آنان رفتار مکن و جان و مال ایشان را محترم شمار! زیرا خالق انسان ها و زمین و آسمان از تو برتر است و تنها متقین نزد او برترند، چه بسیار برتران که قبل از تو به زیر آمدند و همه آنچه از عظمت و نعمت داشتند از دست دادند. زبردست بودند، خوار و زیردست شدند. اندیشه دربارة عاقبت ستمگران آدمی را بر سر عقل می آورد، پس نگذار حتی نزدیک ترین خویشان تو به نام تو بر مردم ستم کنند.
4. بایسته ترین کارها میانه روی و حق گرائی است. میانه روی را آنچنان همگانی کن تا نزدیکان تو نیز از تندروی و خودپسندی بپرهیزند. در فرامینِ خود راهی برگزین که موجب رضای همگان باشد، هرچند افراد خاص و معدود را که گرد تو جمعند خوش نیاید و سبب رنجش آنان شود. عموم مردم از تو انتظار عدالت و میانه روی دارند. مردمِ خوشنود و راضی تو را حفظ می کنند با اطاعت از فرامین تو و خاصان را با میانه روی خود در امور، آزمایش کن که می مانند یا می روند.
5. سپاه و لشکریان باید در نقش نگهبانان جان و مال و امنیت مردم بوده و در حفظ مرز های کشور انجام وظیفه کنند که رؤیت ایشان سبب خشنودی شود نه بیزاری و وحشت. کسانی از آنان را به فرماندهی بگمار که خردمند و بردبار باشند و زود و ناروا و به پشتوانه قدرت خود به خشم نیایند و قدرت را امانتی در دست خویش بدانند و مهربان باشند و عذرپذیر و به متجاوزین به حقوق مردم سخت گیر و در رسیدگی به احوال افراد سپاه و لشکریان به مانند پدری باش نسبت به فرزند که خیر و سلامت فرزندان را می خواهد و فرزند چون خطا کند و راه کج رود او را تنبیه کند و به راه راست آورد.
6. برای قضاوت و داوری در دعاوی عالِم ترین پرهیزکاران را که سوابقی درخشان در امر قضا داشته باشند و از تشخیص حق درمانده نشوند، برگزین. قاضی باید از طمع و آز دور باشد و آن قدر به او ببخش و زندگی را بر او فراخ ساز که از مردم بی نیاز گردد و عذر او از بین برود. قاضی صالح و شایسته آنست که از بکار بردن اندیشة کافی در رسیدگی به دعاوی و صدور حکم غفلت و احساس خستگی نکند و در شبهات بیش از دیگران تأمل و کنکاش نماید تا به قطع و یقین دست یابد. دادرسی و تحصیل دلائل را فراگرفته باشد و مراجعات مکرر اصحاب دعوی او را دلتنگ و خشمگین نکند و در کشف حق شکیبا باشد و چون حق بر او آشکار گردید در صدور حکم تأخیر روا ندارد. رواج رشاء و ارتشاء در امر قضا هولناک ترین خطر برای برتری توست.کسانی را به بازرسی بر امر قضاء برگزین که در سلامت نفس ایشان اندک تردیدی نباشد.


+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٧
comment نظرات ()