دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

عفاف و بانوان

عفاف و بانوان

    برخی از زنان در رویاروئی با زندگی اجتماعی: بیرون و درون خانه عرضه خود را نوعی اهانت به ارزش والای شخصیت خویش می شناسند و از دعوت آزمندان و ناپاکان به سوی خود سخت پرهیز می کنند.از اینان گروهی در اطاعت از اوامر الهی به شأن و مقامی این چنین دست یافته و رضوان خالق را بر تسلیم،حتی در برابر خواسته های غریزی خود ترجیح می دهند و بعضی دیگر به تبعیت از شخصیتِ با ارزش و انسانی و معنوی زن،عبور از مرز عفاف و پاکدامنی را نوعی پستی و سقوط در ورطه تباهی می شمرند.

    بدیهی است این دو گروه با پاکی و تقوای قلبی بسنده نمی کنند و با رفتاری نشان از عفاف،حریم خود را از خطر بد اندیشان و ناپاکان محفوظ می دارند.دین داران هرگز با این گروه معارضه و مشکلی ندارند.این زنان عفیف حتی اگر محیط زندگی ایشان اسلامی نباشد و به دیار بی دینی سفر و یا در این کشورها اقامت کنند هرگز از فرهنگ این جوامع تأثیر نمی پذیرند و به ایمان و معنونیت خویش استوار باقی می مانند.

    دسته ای دیگر از بانوان،اگر چه از دو گروه نخست نیستند،ولی در تحلیلی درونی،خود بر این باور دست یافته و همواره بیم آن دارند که در صورت عرضه خود به مردان بیگانه در بیرون خانه و یا در جمع دوستان و خویشاوندان به حق و حریم بانوان دیگر تجاوز و مردانی را به سوی خود بخوانند که در علقه مشروع زنان دیگری هستند.

    این گروه بر حسب تشخیص فطری و ذاتی خود هیچگاه سعادت و آرامش خانواده ها را با زیبائی خود مختل نمی کنند و آنچه را بر خود می طلبند برای دیگران نیز می خواهند.در باور اینان کیان،استحکام،دوام و امنیت خانواده ها از هر ارزش و خواسته دیگری برتر و عدم رعایت عفاف را در درون و بیرون و در ظاهر و باطن نوعی تجاوز به حقوق زنان و حتی تجاوز به آرامش و حقوق مردان می دانند.جامعه در برابر این بانوان با احساس امنیت کامل سرتعظیم فرود می آورد.

    از این سه گروه شایستگان که بگذریم،جمعی از زنان همچون شیئی صیقل یافته در شیب تمایلات و هوس های زنانه خویش شتابان به پیش می روند و به آنچه در پایان شیب در انتظار ایشان است نمی اندیشند.

    و نیز باید جدا کنیم رفتار زنان و دخترانی در انتظار بخت را که با اشتیاق برای ازدواج،خسته و مأیوس از ارزش های قومی دیرینه و مرسوم برای تشکیل خانواده،در جستجوی همسر،بدون قصد بی حرمتی به عفاف جامعه،خویشتن را مجاز می بینند که روش های سنتی خواستگاری مرد از زن و محرومیت زن را از خواستگاری مرد دلخواه خود بی اعتنا پشت سر بگذارند و نیاز خود را برای ازدواج در معرض نگاه عموم بگذارند و آگاه از ظرائف این روش از خطرات آن نیز بپرهیزند.شناخت این زنان و دختران جوان آسان است چون به مقصود و مرد مطلوب خود رسیدند دست در دست او روانه ثبت ازدواج و تشکیل خانه و خانواده می شوند و به شوی خود وفادار می مانند و نیازی به عرضه خود نمی بینند.

    فراموش نکنیم که در هر اجتماع وجود دارند زنانی که چون برخی از مردان هوس بازند و به لذت های جذاب می اندیشند،گرچه ناپایدار و زیان بار باشد.آنها عقیده دارند تا خود را نیارایند و عرضه نکنند،لذت مطلوب خویش را بدست نمی آورند.این زنان به نام آزادی و بی اعتنا به اصول و اعتقادات دیگران و با شکستن حریم مقدسات،هر روز رو به سوئی با نگاه خود هر روز مردی را جستجو می کنند تا او را در دام هوس های خویش اسیر کنند.آنها آماده پذیرفتن قید ازدواج و اکتفا به تشکیل خانواده نیستند و چون با اینان از عفاف سخن گویند،گوینده را به تمسخر می گیرند و جوانی و زیبائی خویش را گوهری درخشان و گرانبها می شمرند که نباید بی بهره از آن،چنین گوهری را دفن و خود و دیگران را از جمال و زیبائی زنانه خویش محروم سازند.

    گروهی دیگر از زنان از سر فقر تن به ذلت می سپارند و از این مذلت سرافکنده و در برابر لذتی که عرضه می کنند مزد می ستانند،به این گروه القاء شده که جمال و زیبائی سرمایه و متاعی است که می توان در معرض فروش گذارد و از بهای آن زندگی خویش را اداره کرد.نگاه ایشان نگاه به اشتغال و خودفروشی است با تمامی ویژگی ها و عوارض شغلی در رقابت با دیگر لذت فروشان و چون نخستین عرضه خود را بیاد آورند با دیده تأسف و اشک بار گناه خود را بر پدران،مادران،شوهران و جامعه بار می کنند و عجز و فقر خود را برای تأمین زندگی به عنوان دلیلی موجّه ارائه می نمایند.این زنان عقیده دارند حال که به فحشأ روی آورده و به پستی تن داده اند،تا جوانند و زیبا و کالای ایشان خریدار دارد،باید برای ایام فرتوتی و کهنگی خود سرمایه ای اندوخته سازند.

    زنان معصوم و دختران جوان مظلومی نیز در جمع بانوان کشورند و زندگی می کنند که نه به خواست و تمایل خود که به سبب کوتاهی پدران و مادران و تقصیر جامعه در برقراری امنیت روزها و شب ها و به علت عدم تأمین نیاز مشروع مردان و عدم پیشگیری از انتشار فساد و آلودگی،در چنگ مردانی طماع و ناپاک اسیر شده و گوهر عصمت و عفت خود را از دست داده اند.خشم بر اینان،دور از انصاف است که خود قربانی بی کفایتی جامعه شده اند و آنان را باید بستانکار دانست!

    جمعی از زنان را می بینیم که نه به قصد ایستادگی در برابر عفاف یا نقض افکار عمومی و موازین شرعی،چون تفاوتی را بین خود و مردان نمی پسندند،عفاف را منشاء حق برای دیگران نمی پذیرند تا به دلیل رعایت آن تن به محدودیت دهند و معتقدند بر مردان است تا مراقب خود باشند که نه خود منحرف شوند و نه زنان را به انحراف کشند.

    این صنف از زنان ویژگی خاص خود را دارند نه خود را می آرایند و نه به مردان اعتنائی دارند و نه برای جذب آنها نه تن آرائی و نه فساد می کنند،رفتار و چهره جدی این زنان تساوی طلب،اجازه طمع ورزی را به مردان نمی دهد.

    این واقعیت را بپذیریم که زنان از هر گروهی که توصیف شد،نیمی از پیکره جامعه انسانی ما را تشکیل می دهند،آنها از ما،خواهران و دختران ما مردم کشورند.آنها را خصم و شکننده ساختار و هنجارهای جامعه و مأمور برانگیخته از سوی بیگانگان ندانیم که ما را از واقعیت دور می کند.زنان را ملامت نکنیم،چرا که جامعه بیش از این قربانیان،سزاوار توبیخ و سرزنش است.

     اندیشمندان باید چاره ای معقول و تدبیری خردمندانه و دور از دشمنی و خشونت بیندیشند،به زیان بانوان هر چه کنیم به خود بد کرده ایم و گرهی بر گره های پیشین افزوده ایم.گروهی را عقیده بر آنست که چون عفاف در جامعه اسلامی مقدس و حفاظ ایمن و ضامن پایداری خانواده است،این زنان را باید به علت نقض عفاف و بی حرمتی به مقدسات،مجرم شناخت،همانند سایر مجرمین که در هنجارهای اجتماعی اخلال می کنند.رحمت در حق این متجاوزین به حقوق عمومی روا نباشد و تنها با زبانِ مجازات می توان آنان را بر سر عقل آورد تا دیگر زنان و دختران عبرت گیرند و مراقب رفتار خویش باشند و بدانند که جامعه تحت هیچ شرایطی بی عفتی را تحمل نمی کند.

    گروهی دیگر معتقدند:که عفاف،مظهر بیرونی آنست از جنس باورهای درونی است و در ذهن خانه می کند و مجازات ضربه ای است که جسم را می آزارد و جان را گستاخ و یا سرکوب می کند که هیچیک به عفاف درونی پایان نمی پذیرد،زیرا از هر طریق اکراه و مجازات نمی توان باورها را دگرگون ساخت و جامعه حق ندارد خود را از گناه این زنان مبرّی شمرد و کوتاهی و تقصیر خود را تنها بر آنان بار کند،خود را نیز مجازات باید کرد.صاحب خانه ای که خانه را باز رها می کند،خود را باید سرزنش کند،نه دزد را  دو راهیِ سختی است،نه می توان از عفاف گذشت تا هر کس به راهی رود که خود می خواهد،نه بر مجازات بی عفتان سودی مترتب است که خشم بر آنان را توجیه کند،چه باید کرد؟

    پرسشی بس دشوار است که به سختی می توان پاسخی سنجیده و کارساز برای آن جستجو کرد،زنان صالح و اندیشمند را بخواهید تا تدبیری اثر بخش بیابند،تدبیری که نه مجازات باشد نه بی ثمر.مردان قادر درک زنان نیستند چون زن نیستند،اگر عفاف باطنی شد،عفاف ظاهر نیز در پی آن خواهد آمد.آمیخته ای است از عفاف درون و بیرون مطلوب خرمندان و دینداران جامعه.به ظواهر دل خوش نداریم.

    امری خطیر است و همه مسئولیم و همه باید در این باره بیندیشیم.فرصت های گرانبهائی را به کوتاهی و مسامحه و به گفتن و شنیدن های بی حاصل از دست داده ایم.وقت تنگ است چاره ای هوشمندانه جستجو کنیم.                                                                

 

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٥
comment نظرات ()