دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

قمار بزرگ

قمار بزرگ

    چند جوان،پا در پای هم،افتان و خیزان به دنبال توپ،یکدیگر را بر زمین می افکنند.مربیان و سرمربیان با کلمات بیگانه و یا زبان ملی در حاشیه ی زمین،با رفتاری برخاسته از اضطراب و با فریاد بر بازی کنان،گاهی خشمگین و زمانی همراه با توهین، بی قرارند که نتیجه این برد و باخت چه خواهد شد.ناگهان آن حادثه ی برزگ که همه در انتظار آن لحظه ها رامی شمردند،رخ داد،توپی با ضربه پای یکی از بازی کنان وارد چارچوبی شد،به نام«دروازه»که معلوم نیست ابعاد آن و قواعد حاکم بر بازی را چه کسانی بر ملت ها تحمیل کرده اند و هر روز به میل خود آن را تغییر می دهند،تا سرازیر شود ثروت کشورهای فقیر و غنی به خزائن آنها،کشورهائی که به توپی و دروازه ای دل خوش دارند تا پیروزی و افتخار خود را در توپ و دروازه جستجو کنند و غافل شوند از آنچه نباید غافل شد!

    این صدای گوش خراش گزارشگر ورزشی است که فریاد می کند:«توی دروازه،توی دروازه»تماشاچیان نیز با آزاد کردن نفس های حبس شده و هیجان از جای خود می جهند.گوئی بر فنری متراکم نشسته بودند.فریادهای تشویق و آفرین بازی برای«قرمز»یا«آبی»پوشان با صدای انکرالاصواتبوق های چند جداره فضای ورزشگاه را پر می کند.باتکرار این صحنه بی اختیار پس از 90 دقیقه یا بیشتر بازی پایان می یابد و تیمی همراه با گروه هواداران خود شرمنده و با احساسی از حقارت و خشم و اعتراض نتیجه ی بازی را به تیم حریف داخلی یا خارجی«واگذار»می کنند.

    گفته اند نگوئید می بازند بگوئید واگذار می کنند.زیرا در این کلمه،شرمساری کمتری نهفته تا شاید از خشونت طرفداران تیم بازنده اندکی بکاهد و برای فرونشاندن  خشم خود با پرتاب اجسام و اجرام نرم و سخت بازیکنان برنده را نشانه نگیرند،شیشه ها را نشکنند و صندلی اتوبوس ها را تخریب نکنند.

    البته این رفتارهای ناپسند ناشی از فرهنگ جوانان ایرانی نیست،بلکه این از ویژگی های«قمار»است و این اراده شیطان است که در قمار بین بازیکنان و طرفداران آنان بغض و عداوت می پراکند و انسان را از حرکت و سعی مفید به سوی تعالی و اهداف زندگی ساز باز می دارد!

    زمین های چمن را با صرف هزینه های گزاف آماده ،مربیان وسرمربیان و بازیکنان نامداری را از کشورهای بیگانه با دستمزدهای سرسام آور خریداری می کنیم تا صحنه های ستیز و خسارت و عداوت را به تمرین بگذاریم،هزینه هائی که با آن زندگی چندین خانواده ایرانی را می توان اداره کرد.این ثمره هر قمار بزرگی است که به علت کثرت عده طرفداران آن کسی جرأت نمی کند نام واقعی آن یعنی«قمار»را به زبان آورد،بلکه نام آن را رقابت و افتخارات ورزشی می گذارند.بدیهی است هرچه ستیز با هیجان تر،لذت آن عمیق تر و نام آن زیباتر،گرچه زیان یا تخریب آن فراوان تر باشد!آیا تا کنون گزارش کرده اند برای هر توپی که به دروازه رقیب انداخته ایم،چه مبلغی هزینه کرده ایم و چه مبلغی از ثروت ملت را باخته ایم برای هر توپی که به دروازه خود پذیرفته ایم.

    آیا این حرکتی فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و مشروع است که مال خود را بیهوده به باطل بخوریم و یا به دیگران بخورانیم و هر باشگاهی افتخار کند که مربی و سرمربی گران تر استخدام کرده  و به بازیکنان خود مزدی کلان داده است تا در این قمار بزرگ پیروز شوند!

    چه زود وناگوار الفاظ،معانی و محتوای خود را از دست می دهند.روزی رازی ها و بوعلی سیناها و صدراها برای مردم افتخار آفریدند.امروز به چند توپی  که به علت غفلت و بی کفایتیِ نگهبان دروازه تیم رقیب وارد آن می شود نام افتخار می گذاریم و در پای پرچم خود سرود می خوانیم،پرچمی که باید در پیروزی های علمی،صنعتی و پژوهشی و علیه دشمنان بیگانه افراشته شود.

    امروز پخش زنده و مستقیم مسابقات جهانی با هزینه های بسیار سنگین،سهم عمده ای از زمان سیمای اطلاع رسانی کشور را که هر ثانیه آن بهائی گران دارد بیش از حق خود اشغال می کند.مردم در ساعاتی از روز و شب در انتظار اخبار وقایع گوناگون کشور،چشم و گوش خود را آماده دیدن و شنیدن وقایع و حوادث و امور سرزمین خود می نمایند تا همگان براساس آن درباره ی زندگی خویش تدابیری مناسب شغل و مقام و موقعیت خود برگزینند،ولی اخبار مهم کشور به اجمال و ابهام برگزار می شود و پس از چندکلمه ای راجع به آب و هوا و سرما و گرما نوبت اخبار ورزشی فرا می رسد که گوئی حیات کشور به آن وابسته است.

    گوینده خبرهای ورزشی ورقه ای در دست در برابر دور بین ظاهر و با تفصیلی زائد درباره جزئیات بازی ها و توپ ها و دروازه های کشور ها خبر می دهد که چند توپ به دروازه انداختند و افتخارآفریدند و در کدام ردیف جدول های ورزشی ایستاده اند،همراه با تصاویری از صحنه ها و مصاحبه هائی از این و آن و درباره قصور و تقصیرها و اتهام خروج داوران از بیطرفی!

    گناه آنست که زیان آن بیش از سود آن باشد،گرچه صاحبان باشگاه ها،مربیان و سرمربیان و هزاران دست اندرکار دیگر که نام و نشان آنها را نمی دانیم از این گناه بزرگ سود فراوانی می برند،ولی کشور و ملت نه تنها از آن سود برنمی دارند ،بلکه بار سنگین هزینه ها وزیان های آن را بر دوش خود می برند.از جذاب و زینت دادن گناهان بپرهیزیم و نام این قمار را که بر فرهنگ و زندگی کشور تحمیل کرده اند به اسامی دل فریب تبدیل نکنیم.با اندکی ناچیز از این هزینه های گزاف می توان ورزش کشور را به معنای واقعی آن همگانی کرد تا همه از آن سودبرند و ورزش را باید از انواع آلودگی ها پاک ساخت.ورزش باید وسیله سلامتی مردم باشد نه باعث نگرانی و بیماری ها و بی ادبی هائی که از هرنوع برد و باخت برمی خیزد و شخصیت ها را تخریب می کند.در پس این برد و باخت ها،سوداگرانی در انتظارند،باید این بازار بر روی آنان بست.

    در گذشته پهلوانانی چون پوریای ولی و یا تختی نام آور نه برای دستمزد که برای جوانمردی و کسب معرفت و رزش کردند و برای کشور خود افتخاراتی بزرگ آفریدن،نامشان تا ابد در فرهنگ ورزشی کشور ما باقی است،امروز برخی بازیکنان ما حتی وطن خود را با واحد پول اندازه می گیرند،بگذارید آنها کشور مادری خود را برای خدمت به بیگانگان ترک کنند.ملت ایران به افتخار پر معنی نیاز دارد نه افتخارات بی معنی.از صاحب نظران و اندیشمندان می پرسیم:اگر این ورزش و توپ انداختن ها سعی زیان بخش و قمار است و گناه،چرا از بیم کثرت هواداران آن ساکت نشسته اید و سخن نمی گوئید.مگر نخوانده اید«و اکثرهم لایفقهون»و اگر قمار نیست و پسندیده است و باید از ثروت ملت برای آن هزینه کرد،نفع آن را با ضرر آن مقایسه کنید تا همگان بدانند و با شما هم عقیده شوند!

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٥
comment نظرات ()