دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

عظمت بی همتا 5

عظمت بی همتا (5)

حرکت، سخن یا غیر سخن را چو با نام او آغاز کردی، او خود به تو نیرو می بخشد تا آن را به پایان رسانی. آنگاه که او فرشتگان و جنیان را آفرید، عظمت بی کران خود را آشکار نکرده بود تا آنجا که انسان را آفرید. فرشتگان و جنیان با همان توانائی های خود که آفریده شدند، باقی مانده و حرکتی به سوی کمال ندارند. نه فرزندی که به جای پدر گمارند، نه نسلی پس از نسلی که هر نسل جانشین نسل پیشین شود و چون در کمال خود متوقفند، به جانشینی نیازی ندارند. اما راه انسان حرکت از نقص به سوی کمال است و باید از خود جانشینی باقی گذارد که راه انسانیت را ادامه دهد. یعنی فرزندان جانشین پدران و مادران و افراد هر نسل جانشین نسل گذشته خود شوند. انسان تکامل خویش را از نقطه آفرینش آدم آغاز کرد که او از خاک آفریده و آنگونه خلق شد که تا رسیدن به اوج کمال از حرکت بازنیستد و چون یک نسل با عمر کوتاه خود قادر به ادامه راه نبود، عظمت بی همتا نسل های بعد را از نطفه آدم آفرید تا به جانشینی نسل های قبل خود، راه به پیش برند و روزی به اوج کمال دست یابند. پس انسان جانشین مثل خود می شود.

جانشین، یعنی مقامی که باید همان اموری را انجام دهد که جانشینی او را برعهده می گیرد، مثل او یا شایسته تر یا ناتوان تر و چون بین انسان و عظمت بی همتا، مطلقاً مثلیتی وجود ندارد، پس انسان را نرسد که ادعای جانشینی عظمت بی همتا کند. انسان تنها می تواند جانشین انسانی دیگر مثل خود شود و بس، لازمه جانشینی، وجود نظامی است که انسان ها بتوانند معانی و مفاهیم و اسماء آن را به یکدیگر و هر نسل به نسل پس از خود منتقل کند و این نظام همان استعداد وضع الفاظ و کلمات و اسماء برای معانی و مفاهیم است، انسان های هر عصر با بکارگیری اسماء، معانی و مفاهیم آن را بین خود مبادله کنند و با ثبت و کتابت الفاظ و معانی با قلم و لوح برای نسل های بعدی باقی گذارند تا انسان های آینده  به جانشینی انسان های پیشین از آن برای سیر در راه کمال بهره گیرند. پس امتیاز انسان بر فرشتگان و جنیان همین قدرت وضع الفاظ و کلمات و اسماء است که عظمت بی همتا به انسان ارزانی داشته است.

آموخته ها و یافته های انسان هر نسل، سرمایه و آغاز حرکت برای نسل آینده در طی مسیر کمال است تا زمانی که همه نقایص زایل و انسان به معنای انسان به نقطه نهائی کمال خود را که شایسته آنست درک کند.

سخن و قدرت بیان و کتابت همان علم اسماء است که عظمت بی همتا به انسان آموخت و هیچ انسان دیگری حق ندارد این توانائی، یعنی آزادی بیان و کتابت و نشر معانی و افکار و عقاید دیگران را ممنوع یا محدود سازد و الّا با اراده عظمت بی همتا به مخالفت برخاسته، با سد راه، مانع رشد انسانیت در مسیر کمال شده است و باید در انتظار روز جزا باشد و جزا آنست که هر انسان نتیجه تکوینی و تشریعی عمل نیک و بد خود را ببیند و ارزش هر انسان به قدری است که در راه کمال عظمت بی همتا گام برداشته و در پی آن از رضایت عظمت بی همتا بهره مند می شود و اگر مسیر حرکت به سوی کمال را سد کرده باشد، این عمل از او انسانی می سازد که در روز جزا در دایره خشم عظمت بی همتا غوطه ور گردد که جایگاهی سخت دردناک است.

بدیهی است انسانی که پی در پی و نسل بعد از نسل به سوی کمال می رود و نسل ها جانشینی یکدیگر را برعهده می گیرند، با الفاظ و کلمات آموخته از عظمت بی همتا او را تسبیح و تقدیس می گویند، فراتر و با ارزش تر از تسبیح و تقدیس فرشتگان و جنیان و اینگونه عظمت بی همتا شکوه تسبیح و تقدیس انسان را بر فرشتگان و جنیان عرضه داشت و امر شد که فرشتگان و جنیان در برابر عظمتی که انسان از عظمت بی همتا دریافت کرده، سر سجده فرود آورند.

بزرگ جنیان تسبیح و تقدیس برتر انسان را نپذیرفت و خود را از آتش و برتر از انسان دانست و به این علت از درگاه عظمت بی همتا رانده شد و همواره تلاش دارد که انسان را از مسیر حرکت به سوی کمال بازدارد. اگرچه برخی انسان ها فریفته شیطان می شوند، ولی انسان به معنای انسان همچنان به سوی کمال در حرکت است، تا منجی بشریت ظهور کند که او در اوج کمال است.  

 

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱٢
comment نظرات ()

نهاد ریاست جمهوری

نهاد محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران

احتراماً، پیرو پیشنهادات معروضه مورخ 18/1/1392 به استحضار عالی می رساند:

از آنجا که طبق اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، یکی از وظایف ریاست قوه مجریه، ایجاباً مسئولیت اجرائی قانون اساسی و سلباً مسئولیت جلوگیری از نقض اصول قانون مزبور می باشد و از آنجا که ممکن است برخی از مراجع رسمی کشور بدون نقض صریح و آشکار، عملاً با تصویب مقرراتی موجبات عدم اجرا و نقض اصول قانون اساسی را فراهم آورند، یقیناً نهاد ریاست جمهوری به نوع اخیر از نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، عنایت دقیق تری دارند.

از جمله حقوق بدیهی، اساسی و اسلامی مردم کشور ایران بهره مندی از دادرسی عادلانه (اصل سی و چهارم) و حق انتخاب وکیل برای دفاع از خود در دادرسی عادلانه (اصل سی و پنجم) است. دادرسی در صورتی عادلانه خواهد بود که قوانین عادی اصحاب دعوی و وکیل آنان را مقید، محدود و مرعوب ننماید، والّا این قوانین عملاً اصول قانون اساسی را نقض خواهند نمود.

قاضی، منصوب از سوی قوه قضائیه است. بدیهی است اگر قوه قضائیه قادر باشد پروانه وکیل دادگستری را صادر و ابطال نماید، اصحاب دعوی مرجعی آزاد برای دفاع از خود نخواهند داشت. به عبارت دیگر از لوازم بدیهی و عقلی دادرسی عادلانه آنست که اصحاب دعوی و وکلای آنان در دفاع آزاد بوده و وکیل دعاوی از بیم از دست دادن سرمایه مادی و معنوی  (ابطال پروانه وکالت خود مستقیماً یا غیر مستقیم) ناگزیر خود را در دفاع از حقوق موکل خویش محدود ننماید. لذا استقلال و عدم وابستگی وکیل دادگستری به قوای کشور از استلزامات عقلی در دادرسی عادلانه است. بنابمراتب، نظرباینکه «لایحه جامع وکالت رسمی» پیشنهادی قوه قضائیه، مخالف اصل عدالت می باشد و در عمل موجب جلوگیری از اجرای اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی است که اجرای آن برعهده ریاست جمهور گذارده شده، استدعا دارد با بررسی عرایض فوق از ارائه لایحه مزبور به قوه مقننه خودداری فرموده و در تاریخ عدالت ایران، نام نیکی از خود باقی بگذارید.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٤
comment نظرات ()

عظمت بی همتا

عظمت بی همتا 3

حرکت، سخن یا غیر سخن را چو با نام او آغاز کردی، او خود به تو نیرو می بخشد که با پیروزی به پایان رسانی. جمادات از جمله سنگ ها، گوشی و چشمی و قلبی برای شنیدن و دیدن و درک معانی، ندارند، ولی در ارتباط با دنیای بیرون از خو اثر می پذیرند و به اجبار در برابر این آثار تسلیمند: در برابر گرما منبسط و بر اثر سرما منقبض می شوند، گرچه خود ندانند یا ما گمان کنیم که خود نمی دانند و نمی فهمند. برخی بر اثر رطوبت سخت و بعضی سست و متلاشی می شوند و فرو می ریزند. در برخورد با صدای برخاسته از عالم طبیعت و امواجی که در فضا پراکنده شود، به حرکت در می آیند. جماد در برابر این آثار تسلیم است و مطیع محض و این همان تسبیح عظمت بی همتاست، گرچه ما قدرت درک تسبیح جمادات را نداریم.

عالم طبیعت که خود نیز آفریده شگفت انگیزی است به اراده عظمت بی همتا، از حیث جماد بودن، یا رشد می کند یا نقصان می بابد. طبیعت در واکنش به قوانین تکوین تسلیم بی چون و چرای فرامین عظمت بی همتاست و آن هنگام که این اثرپذیری به جمادات داده شد همراه با پیمانی بود در مقابل آن عظمت که هرگز از پذیرفتن آن تخلف نکنند و نمی تواند تخلف کنند.

  • به سوی عالم گیاهان می رویم. نباتات علاوه بر آنچه جمادات در برابر آن سرتسلیم و تسبیح فرود آورده اند خود نیز از جانب آن آفریننده با عظمت از استعدادی فراتر از جمادات برخوردارند و قادرند برخی قوانین طبیعی، از جمله قانون جاذبه را که مایعات را پائین می برد، نقض و آب و شیره زمین را که غذای آنهاست به سوی خود بالا برند، رشد کرده، صاحب ساقه و شاخه و برگ و شکوفه و مثل خود را نیز تولید کنند، گیاه نیز در برابر این مواهب اعطائی عظمت بی همتا پیمان بسته و پذیرفته است که از قوانین و فرامین او تخلف نکند و تسلیم و تسبیح گوی او باشد و چون سر از خاک برآورد از نور و حرارتِ زندگی بخش خورشید بهره گیرد و نیرومند شود و اگر از نور و حرارت خورشید محروم گردید، بتدریج حیات گیاهی خود را از دست بدهد. گیاه در همه این امور اراده از خود ندارد.
  • روی به سوی دنیای مبهم ملائک و فرشتگان می بریم، فرشتگان مأمورین و قوای مطیع و تسلیم عظمت بی همتایند که هریک به تصدی امری از امور جهان گماشته شده اند. نه مانند جمادات متلاشی می شوند و نه مانند نباتات بیش از آنچه هستند، رشد و نه مثل خود را تولید و نه بر عدد خود می افزایند. آنان حافظان آفریدگان عظمت بی همتایند که به امر او اسباب حیات گیاهان و نگهداری طبیعت جمادی را فراهم می آورند. بر فرشته فرمانبردار، وظیفه ایست که به او سپرده اند و با ملائک دیگر در وظیفه تداخل ندارند. فرشتگان نیز به پیمانی که در برابر عظمت بی همتا دارند سخت پای بندند و هرگز قادر به نقض آن نیستند و در برابر اراده قاهر او تسبیح گویند و او را تقدیس می کنند و به خوبی آگاهند از تسبیح و تقدیس در برابر عظمت بی همتا، ما انسان ها جز چند فرشته مقرب و توانمند، از تعداد و کثرت آنها آگاهی نداریم، تنها می دانیم برخی حفاظت انسان را در برابر خطرات برعهده دارند و برای پیام رسانان از سوی عظمت بی همتا، پیام می آورند.
  • به سوی جنیان به پیش می رویم، از آفرینش موجوداتی سخن شنیده ایم، دارای قدرت های فوق عادت، ساخته شده از شعله های آتش، صاحب شعور و آنان نیز پیمان بسته اند که به توانائی های اعطائی خود عمل کنند و بدون وقفه به تسبیح و عبادت عظمت بی همتا مشغول باشند. آنان به اختیار او را تسبیح گویند و به فرامین او عمل کنند، نه به حکم اجبار. جنیان نیز درصورت اطاعت مزد می ستانند و در صورت نافرمانی و استفاده سوء از اختیار خود، سخت مجازات می شوند وما انسان ها از دنیای جنیان بیش از این نمی دانیم. ابلیس، بزرگ جنیان از فرمان حق سرپیچی کرد و سخت مجازات خواهد شد.
  • یک قدم پیش می رویم، موجودی را می یابیم لایق انطباق با اسماء و اوصاف آن عظمت بی همتا که شریف ترین آفریدگان است. در جسم تابع قوانین حاکم بر جمادات، حساس در برابر گرما و سرما، رشد و مثل خود را تولید می کند، مانند گیاهان بهره مند از مواهب زمین، برخوردار از نور و حرارت نیروزای خورشید و افلاک و کهکشان ها و همراه با آنان در مسیر طبیعت و اثرپذیر از طبیعت، دارای قدرت ارتقاء همچون فرشتگان و تنزل در حد حیوانات و دارای اختیار و حق انتخاب مانند جنیان، ولی ساخته شده از خاک که آن نیز جمادی بود، غذا می خورد از زمین و گیاهان. سخت است چون سنگ و نرم است چون گلها و برگ ها و جامع صفات متضاد.

  موجودی است دارای اختیار در برابر راه کوتاه و مستقیم پاکان و همگان و راه های متکثر و منکسر و دارای اعوجاج منتهی به تباهی و سیه بختی. اگر راه مستقیم را برگزیند در دایره رضوان آن عظمت بی همتا قرار گیرد، بهره مند از لذت های فوق تصور که در تمثیل به باغ مصفا و نهره های جاری آب به تکیه گاه های نرم می ماند با لباس های حریر بر تن و حوریان فراخ چشم در آغوش و غذای فراهم از گوشت مرغان و شرابی گوارا بدون مستی و سستی و آنان که پیمان با عظمت بی همتا را نقض و از فرامین او سرپیچی نمودند در دریائی از رنج و زخم و درد، همانند آتش سوزان و طعام و شراب آتش زا که همه از خشم عظمت بی همتاست و هیچ قدرتی و مالی و فرزندی قدرت دفع آن را ندارد، مگر آنان که در درون پاک و صالح باشند که خطای آنان به اذن آن عظمت بی همتاست با شفاعت مقربان بخشیده می شوند، این موجود با عظمت انسان نام دارد، متولد از نخستین پدر و نخستین مادر که چون از فرمان سرپیچیدند، رانده و ساقط شدند برجایگاهی خاکی و انسان به دستور فطرت خود حتی قبل از پیام رسانان و کتاب داران به عالم غیب، یعنی به وجود آن عظمت بی همتا واقف شده و دانست که تمامی امور به اراده او در گردش است و در خود ترسان از تخلف، پیمان های بسته با او که باید در برابر عظمت بی کران او سر به سجده گذارد و از مال خود به مستمندان ببخشد و در انتظار پیام رسانانِ صاحب کتاب باشد و آمدند پیام رسانان به وعده حق و آخرین آنان نمونه برتر بشریت است که درود حق بر او باد.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۸:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٤
comment نظرات ()

نهاد محترم ریاست جمهوری

بسمه تعالی

نهاد محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران

احتراماً، پیرو نامه مورخ 15/1/1392 به نام مدیران جامعه وکالت دادگستری و ارسال برای ملاحظه آن مقام ارجمند، مراتب زیر را به استحضار می رساند، تقاضای بذل توجه دارد:

بررسی «لایحه جامع وکالت رسمی» پیشنهادی قوه قضائیه، مطروحه در کمسیون های فرعی و اصلی آن نهاد، حتی اگر با تعدیل مواد آن به تصویب برسد و از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه گردد، قطعاً سبب نفی دادرسی عادلانه و نقض دفاع آزاد در مراجع قضائی خواهد شد که حقی بدیهی و اساسی و انسانی و اسلامی ملت ایران است و قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر آن تأکید دارد. وکلای دادگستری، گرچه اعمال این حقوق را از جانب اصحاب دعوی بر عهده دارند، ولی مجاز به اسقاط آن نمی باشند و به طریق اولی، اشخاصی به نام وکیل دادگستری و یا مدیریت در کانون های وکلای دادگستری نمی توانند با شرکت در کمسیون های فوق از سوی وکلا و مردم، مفاد لایحه مزبور را بپذیرند.

استقلال در دفاع از حق که در استقلال وکالت دادگستری تبلور می یابد متعلق به عموم افراد کشور است و امانت در دست وکلای دادگستری می باشد که وکیل دادگستری، صیانت از آن را وظیفه خود می داند، لذا اینجانب نیز بعنوان وکیل دادگستری تکلیف خود می دانم، عنایت نهاد ریاست جمهوری را به پیشنهادات ذیل جلب نمایم:

یک، چنانچه مقدور باشد این لایحه و بررسی و ارائه آن یه قوه مقننه از برنامه دولت حذف و لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب سال 1333، همچنان قوت اجرائی خود را حفظ نماید.

دو، هرگاه دولت خود را به ارائه این لایحه به مجلس قانونگذاری مکلف می بیند، استدعا دارد نکات اساسی زیر در تصویب آن مراعات گردد:

  1. کلیه مواد قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت که با استقلال نهاد وکالت در مغایرت است، از جمله تبصره یک ماده 4 آن، در لایحه پیشنهادی دولت نسخ و تصریح گردد: کلیه وکلای واجد شرایط مذکور در ماده 4 آن قانون به تبعیت صلاحیت در وکالت، صلاحیت عضویت در مدیریت کانون ها را دارند.
  2. دادسراها و دادگاه های انتظامی مسئول رسیدگی به تخلفات حرفه ای وکلاء، باید از وکلای دادگستری منصوب از طرف مدیران کانون ها تشکیل گردد و مراجع دولتی منحصراً می توانند در مقام اعلام کننده تخلف نقش داشته باشند، نه بیش از آن.
  3. با توجه به عدم تجانس جرائم عمومی و تخلفات شغلی وکلاء، دادگاه های انتظامی وکلاء مسئول تشخیص تخلف بوده، تابع تصمیم مراجع دیگر نباشند.
  4. تعلیق و ممنوعیت وکالت دادگستری تنها تابع حکم قطعی دادگاه انتظامی وکلاست و هیچ مرجعی حق مداخله در آن را ندارد.
  5. تصریح گردد، کانون وکلای دادگستری نهادی است مردمی دارای شخصیت حقوقی و مستقل از دولت به معنای عام آن می باشد.

       پیشنهادات فوق به عنوان اصول حاکم بر وکالت دادگستری پذیرفته شود و بر اطلاق و عموم سایر قوانین مربوط به وکالت نیز حاکم باشد و قوانین مغایر با اصول فوق ملغی الاثر اعلام گردد.

       اینجانب آمادگی دارم در صورت دعوت درباره پیشنهادات مزبور توضیحات لازم را عرض نمایم.

 

 

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱
comment نظرات ()