دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

مواد 520 و 522 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379 (1)

مواد 520 و 522 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379

 

      ماده520 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379

  در خصوص مطالبه خسارت وارده، خواهان باید این جهت را ثابت نماید که زیان وارده بلاواسطه ناشی ار عدم انجام تعهد یا تأخیر آن یا عدم تسلیم خواسته بوده است. در غیر اینصورت دادگاه مطالبه خسارت را رد خواهد کرد.

     ماده522 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379

  در دعاوی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه دائن و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت تغییر فاحش قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد، محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد، مگر اینکه طرفین به نحو دیگری مصالحه نمایند.

*

      نظرباینکه ماده 522 نیز در فصل مربوط به خسارت مذکور در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379 مطرح گردیده و اشاره دارد به صدور رأی بر مبنای محاسبه ای که توسط دادگاه انجام می شود، دو معنی می توان از این ماده استنباط نمود:

  1. منظور از محاسبه توسط دادگاه، محاسبه خسارتی است که به علت تأخیر در تأدیه دین به طلبکار وارد شده است.
  2. منظور از محاسبه، اصل دین است بر مبنای شاخص سالانه که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران آن را تعیین می کند، بدون اینکه افزایش رقم دین دارای عنوان خسارت باشد، خصوصاً که قانون از قاعده مذکور در ماده 520 عدول کرده و خواهان را در مورد ماده 522 ملزم به اثبات ورود خسارت به خود ننموده است.

      ماده 522 از این حیث از نظر ادبیات حقوقی ناقص و مبهم است. زیرا در متن ماده تصریح نشده که دادگاه چه چیزی را باید محاسبه کند. با حذف شرایط مقرر می توان ماده را به شرح زیر خلاصه نمود تا نقص و ابهام کاملاً مشخص گردد:

« در دعاوی که موضوع آن وجه رایج بوده .... دادگاه .... محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد....»

      قانون پاسخ نمی دهد که دادگاه چه چیز را محاسبه خواهد نمود. با توجه به نقص و ابهام فوق، این وظیفه بر عهده دادگاه است که به اقتضای عقل قضائی، خود ضعف ادبی و ابهام این ماده را جبران نماید، زیرا فرض بر اینست که نمایندگان ملت در مجلس قانونگذاری از بین عقلای جامعه انتخاب می شوند و تفسیر قانون قبل از هر امری باید عاقلانه باشد.

*

      علت نگارش ماده 522 به صورت مبهم از دو حالت خارج نیست، یا ناشی از غفلت در قانون نویسی است «سهواً» یا نمایندگان قانونگذاری بنا به ملاحظات خاصی «عمداً» ماده را مبهم نگاشته اند تا دادرس به شرح فوق با استفاده از عقل قضائی خود، ابهام مزبور را مرتغع سازد.

      از آنجا که مطالبات خسارت تأخیر تأدیه ممکن است از مصادیق ربا محسوب گردد، این نظریه قوی تر وعاقلانه تر است که معتقد شویم، منظور مقنن در تصویب ماده 522، محاسبه اصل دین است بر مبنای شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی تعیین می گردد و چنانچه با انجام این محاسبه عدد دین «وجه رایج» افزایش یابد، با توجه به نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی، ارزش دین اضافه نشده و مدیون دینی را به طلبکار باز پس می دهد که با وجود افزایش عدد آن، همان قدرت خرید زمان دریافت را داشته باشد و در اینصورت شائبه ربا منتفی است.

      بنظر می رسد در طول قانونگذاری در ایران هیچیک از مواد قانونی مربوط به امور قضائی، همانند ماده 522 تا این حد نارسا و غیرقابل فهم تصویب نشده است. تناقض در عبارات و شرایط به گونه ای است که قادر به پاسخگوئی به بسیاری از پرسش های قضائی و عقدیتی نیست و هر کس حق دارد استنباط خود از این ماده را حجت بداند. باید امیدوار بود که رویه قضائی نواقص و ابهامات این ماده را مرتفع ساخته و با ایجاد وحدت رویه، روش واحدی را برای همگان لازم الاتباع نمایند.

       ادامه دارد........

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۸
comment نظرات ()

تعریف عدالت

تعریف عدالت

      عدالت چیست که تمامی مدعیان رهبری جهان بر سر آن نزاع دارند و عدالت گستری را سرلوحه شعار خود قرار می دهند؟

      هیچ حاکم مستبدی نگفته و نمی گوید برای ظلم و ستم زمام امور را بدست گرفته است. زادگان ابوسفیان که خود پایه گذار ظلم بودند، ادعای عدالت داشتند. بی دین بودند و خود را امیرالمؤمنین می نامیدند!

      عدالت را چگونه می توان تعریف کرد تا مدعیان دروغین عدالت رسوا و شناخته شوند. آیا به واقع عدالت قابل تعریف است؟ همه در شناخت عدالت سرگردانند: یکی می گوید برای تحقق عدالت مالکیت نسبت به اموال و منابع باید عمومی باشد و دیگری می گوید لازمه  اجرای عدالت، حمایت از مالکیت خصوصی و تقویت سرمایه داری است. برخی عقیده دارند برای برقراری عدالت در جهان، باید جنگید و کشورها را اشغال کرد و گروهی دیگر طالب زندگی آرامند و می گویند باید صلح کرد و با قدرتمندان به مدارا رفتار نمود تا از گزند آنان مصون ماند. آیا جنگ عدالت است یا صلح. جنگ عادلانه چیست و صلح عادلانه کدام است؟

   انسان با تمام گستاخی خود را مجاز به خطا می داند. به آزمون و خطا روی می آورد بع امید عدالت. او از خطای خود زبان های جبران ناپذیری می بیند. باز می آزماید و باز خطا می کند و از کرده خود شرم ندارد. این سلسله پایان نمی پذیرد.

      بشریت تاکنون در تشخیص عدالت دچار حیرت و بلاتکلیفی است و در جستجو و انتظار انسان والا و بدون خطائی است که از غیب بیاید و جهان را از شر مدعیان عدالت نجات بخشد.

     رساترین تعریفی که از عدالت برجای مانده، تعریف آن مرد خداست که فرمود: عدالت یعنی قراردادن هرچیزی در جای خود که با نظم توأم است. بلاتردید انسانی الهی مصون از خطاست و نیاز به آزمودن ندارد: می داند که جای هرچیز کجاست و از عهده اجرای عدالت به شایستگی برمی آید، ولی برای دیگر ابنای بشر همواره این پرسش بلاجواب باقی است که «جای هر چیز کجاست؟»

     باید اعتراف کرد: عدالت حس کردنی است و تعریف کردنی نیست و از اسامی معنی است همچون فداکارای، عشق و خشم. هیچ نقاش چیره دستی نمی تواند این معانی را بر صحنه ای سفید نقش کند، مگر با حمل آن بر اسامی ذات به مانند انسان: فداکاری را بر سربازی که برای حفظ میهن جان خود را فدا می کند یا مادر عاشقی که فرزند خود را در آغوش می فشارد و یا خشم در چهره دشمن و اینگون است که می گوئیم عدالت را نیز باید در چهره مردمان جستجو کرد نه بر صفحات و نوشته ها و یا در شعارهای آتشین. عدالت را در علی«ع» پیشوای مؤمنان و مهربانی را در مسیح، زاده مریم می توان مجسم دید که درود خدا بر آنان باد.

     عدالت قضائی نیز چنین است. عدالت قضائی را باید در سیمای اصحاب دعوی، خصوصاً در چهره عموم مردم جستجو کرد، آنان که با احساس درونی خود عدالت را درک می کنند، رعایت کامل بی طرفی، احترام یکسان به اصحاب دعوی، ایجاد فرصت دفاع و توجه به دلائل طرفین و رد یا قبول مستدل مدافعات و خودداری از سوألات تلقینی و فراهم نمودن فضای آرام و امن در دادرسی، عدالت را بر چهره مردمان می نشاند، حتب بر چهره مجرمانی که مجازات خود را متناسب با جرم ارتکابی احساس کنند. باز باید گفت: عدالت را نمی توان تعریف کرد، باید عدالت را حس کرد. عدالت اجرا شدنی نیست، مگر به دست انسانی که مصون از خطاست.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٥
comment نظرات ()

سختی و آسانی

سختی و آسانی

      در انتظار چراغ سبز، باید در برابر چراغ قرمز ایستاد. سخت است این انتظار، اگر معنای چراغ قرمز را به شایستگی ندانی و نپذیری: چراغ قرمزِ تو، یعنی چراغ سبز دیگران. عبور تو به بهای ایستادن دیگران در برابر چراغ های قرمز زندگی میسر می شود و تا دیگران نایستند تو نیز عبور نتوانی کرد.

      زندگی چنان نیست که گروهی پیوسته موفق بروند و گروهی همواره ناکام متوقف در راه بمانند. تاریخ گواه این ادعاست. سختی و آسانی همواره در زندگی جاریست. نه سختی به واقع سختی و نه آسانی به واقع آسانی است. نه در سختی ها باید پریشان شد و نه در آسانی ها مغرور.

      اگر زمان و مکان را فراموش کنی و خود و جهان را پیوسته و پیکری واحد بدانی، سختی و آسانی معنای خود را از دست خواهند داد. اگر با دیگران و گذشتگان و آیندگان بهم آمیخته و یکی شویم، سختی ها همه آسان شوند و انتظار در برابر سختی ها ما را رنج نمی دهند و می پذیریم که در پی هر سختی، آسانی و در پی هر آسانی سختی است، این نظام حاکم بر زندگی انسان هاست.

      مادر و پدر سختی را می پذیرند تا زندگی بر فرزندان آسان شود. فرزند نیز روزی مادر یا پدر خواهد شد و پس از بهره آسانی باید در برابر سختی ها با قدرت و قوت بایستد تا زندگی فرزند او نیز سبز و آسان شود.

      سختی و آسانی انسان را می سازند و همواره مکمل خوشبختی در زندگی خواهند بود. وای اگر چراغ زندگی سبز شود و همچنان در برابر سختی ها بی حرکت و متوقف بمانیم و از آن عبور نکنیم و پیوسته در سختی ها فرسوده شویم و گناه غفلت و سستی خود را بر دیگران بار کنیم، آنان که سبزی چراغ را شناختند و به هنگام از آن عبور کردند.  

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٥
comment نظرات ()