دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

خوشبختی

خوشبختی

     خودپسندی و خودخواهی، یعنی همه کس و هم چیز را برای خود خواستن و حق و زندگی را برای غیر از خود نخواستن. خود را در کنار دیگران دوست داشتن و به خود و دیگران یکسان عشق ورزیدن، کلید خوشبختی است.

    اگر خودخواه نباشیم، خود را برای دیگران و دیگران را برای خود دوست خواهیم داشت. زمانی طعم شیرین سعادت را خواهیم چشید که دیگران نیز از زندگی با ما احساس لذت کنند.

 پس برای سعادت خود باید در

جستجوی خوشبختی دیگران بود

    
     به لحاظ عدم موفقیت در زندگی نباید از خود و دیگران تنفر داشت. این حس،توهمی بیش نیست، حسی که واقعیت ندارد و بیهوده ذهن ما را می آزارد. حتی در صورت عدم  توفیق در زندگی، همچنان می توان خود و دیگران را دوست داشت و اندیشه ناکامی را از خود دور ساخت. هرکس قادر است با عشق به دیگران، در خانه ، در کوی و برزن، در شهر و کشور فضائی شاد برای خویش فراهم آورد.موفقیت از همین نقطه آغاز می شود.
     اگر خود را دوست داشته باشیم به سعادت دیگران در کنار خود می اندیشیم ونقش
زیبای رضایت را بر چهره خود نیز خواهیم دید و از شدت عدم توفیق خود خواهیم کاست وبه قدر کاستن مسرور می شویم.   
     باید تنفر را از خود و دیگران دور ساخت تا عشق جایگزین آن شود با عشق به دیگران نیک بختی و توفیق به انسان روی می آورد. در میان مردم سیاه بخت چگونه می توان سفید بخت زیست. در میان بیماران افسرده چگونه می توان شادی و تندرستی یافت. پس همواره آن کن و آن گوی که دیگران را شاد کنی و خود نیز از شادی آنان لذت ببری. اگر به واقع به دیگران عشق بورزیم، سخن ما نشان محبت در خود دارد، نه تملق. سخنی که از دل عاشق برخیزد عطر صداقت در فضا می پراکند و همه را به وجد می آورد.

پس همسر، والدین، فرزندان و همکاران

و همسایگان خود را دوست بداریم

    
     نباید پرسید: چه باید کرد و چه سخنی، چگونه باید گفت، تا دیگران شاد شوند، چون دیگران را دوست بداری، عشق خود رفتار و گفتار ما را آنگونه می سازد که دیگران
نیز ما را دوست بدارند و افکار نیکو در باره دیگران بر روح و جان ما غلبه خواهندکرد. با رجوع به گذشته پی خواهیم برد، کدام عمل و سخن، دیگران را از ما و ما را از دیگران دور ساخته و کدام رفتار و گفتار رضایت و خشنودی دیگران را با خود داشته است. گذشته ما سرمایه ماست که به بهای عمر خویش در ذهن خود اندوخته ایم. این سرمایه گرانبهاست با آن به زندگی خود و دیگران آرامش و لذت ببخشیم.

پس با بهره از تجربه گذشته که واقعیت زندگی است بیاموزیم

چگونه با دوست داشتن دیگران خوشبخت شویم

    
     تجربه ها گریز پا هستند. تجربه ها را بر کاغذ ها ثبت کنیم، خواهیم دید برای شادی دیگران و خوشبختی خود توانائی فراوانی به ما بخشیده اند و خود نمی دانستیم. به واقع در کنار مردم نگون بخت نمی توان خوشبخت زیست. تجربه های زیبا و شیرین را آنگاه که دیگران در برابر رفتار و گفتار ما احساس رضایت می کردند و از شادی لبخند می زدند، تکرار کنیم و بار دیگر خود و توانائی خود را بیازمائیم و از تجربه های تلخ و ناگوار که رنجش دیگران را برمی انگیخت بپرهیزیم، بدان که از آزمودنِ تجربه های قدیم به تجربه های جدید دست خواهیم یافت و چون آنها را نیز آزمایش کنیم، ناگاه احساس می کنیم که خود و دیگران را دوست داریم و چه آسان است عاشق دیگران بودن.

 درمان تمام رنج ها و دردها، خود

و دیگران را دوست داشتن است

     
     در خشنود کردن دیگران پیش قدم باید بود. در انتظار نباشیم تا دیگران به سوی ما بیایند. باید حصار سخت گذشته را شکست، حتی اگر دیگران به ما لبخند نزنند. مأیوس نباید شد، آنقدر عشق می ورزیم تا خارهای تنیده شده در زندگی به گل هائی با طراوت و نشاط برانگیز تبدیل شوند.

زندگی گلستانی است سرسبز و زیبا، جواز ورود

 به این گلستان دوست داشتن دیگران است

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۳٠
comment نظرات ()

بازار هوس

بازار هوس

    
     مدرسان این تخصص ها، دانسته یا ندانسته، شاگردان و برادران شیطانند و زینت دهندگان بازار هوس در برابر بازار نیاز، آنچنان که فریب خوردگان بر روی عقل خود در ببندند و هوس را نیاز گمان کنند و زندگی را تأمین هوس ها و خیرخواهان و پند دهندگان بشریت را مردمی خشک و بی روح و دور از نشاط و آنان را از خود برانند و متهم کنند که معنای آزادی را نمی شناسند.
     انسان متعادل و برخوردار از سلامت جسم و جان به کالا و خدماتی نیازمند است که جز با بهره مندی از آن قادر به ادامه حیات نیست. ای مرد، ای زن و ای جوان، تو هستی که خود باید هوس را از نیاز بازشناسی و به آیندگان بیاموزی تا در تعقیب نیاز دروغین به چاه هوس و هوس بازی ها سقوط نکنند و برای ارتزاق، خود را خوار و زبون نسازند.  
مبادا برای تمیز هوس از نیاز، میزان را توانائی و قدرت مالی خود قرار دهی و به بازار هوس رونق بخشی و هر روز بر گروه نیازمندان ناتوان بیفزائی و خود را از آنان دور کنی و بر آنان فخرفروشی که من چون لایق ترم، از تو برترم و دورتر.
     آنان که تاریخ  طولانی بشریت را می دانند، به خوبی آگاهند که انحطاط و سقوط جوامع انسانی از نقطه هوس آغاز می شود، نقطه ای که وسوسه های شیطانی ترا به سوی آن دعوت و پیام های رحمانی ترا از آن منع می کند.
     نکند عقده فقر و تنگدستی گذشته خویش را، حال که مالی بی تلاش در اختیار توست، بگشائی و خانه خود را از کالا و خدمات برخاسته از هوس انباشته و هر روز و هر ساعت کالائی را جایگزین هوس کنی. بدان هوس هرگز پایان نمی پذیرد و این خود سرآغاز فقر و تنگدستی آینده توست، گرچه آن را باور نداری.
تعریف و توصیف لازم نیست، طبع و عقل ساده انسان هوس را می شناسد. به خواسته های خود بیندیش، دقتی اندک در اوصاف زیر تشخیص هوس را بر تو آسان می کند:

  1. نیاز آنست که ضرورت وجود کالائی را
    برای حفظ حیات خود احساس کنی، چون گرسنه ای که نان و برهنه ای که لباس، او را به سوی خود می خواند یا سقفی برای سکونت، بی آنکه این نوع کالا را آرایش کنند و یا در اوراق تبلیغ در جستجوی آن برخیزی، به سوی آن می روی.
  2. هوس آن است که تا کالائی را در برابر دیدگان تو نیارایند، آگاه از وجود آن نباشی و داشتن آن را آرزو نکنی. این یاران شیطانند که لباس نیاز بر هوس بپوشانند تا گمان نکنی که نیاز خود را برآورده سازی.

       فریب نباید خورد. نیاز اگر برآورده نشود نقصان در زندگی روی می دهد، ولی از ترک هوس ها نقصی در ادامه حیات نخواهی دید. مال، نعمت خداوندی است که اگر آن را نپائی، او خود نعمت را از تو بازستاند. مراقب باش

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٩
comment نظرات ()