دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

صرفه جوئی

صرفه جوئی «1»

    پدری صادق به صراحت به همسر و فرزندان خود می گفت:

    من برای لذت پذیرائی های باشکوه و شرکت در مجامع دوستان خود باید هزینه کم و از دعوت یاران و تشکیل مجالس انس و جشن ها و جشنواره ها گریزی ندارم. عدم حضور در این محافل و امساک از پرداخت هزینه ی آن به شأن و منزلت من در انظار عمومی آسیب می زند و حرمت و بزرگی و برتری خود نزد همتایان را از دست خواهم داد و قطعاً شما نیز راضی به آن نیستید، ناگزیر شما باید برای تأمین هزینه های من، صرفه جوئی در زندگی را آغاز کنید.

    من باید بروم، بیایم و پیش کشی ها بدهم تا مزدوران مرا در جمع دیگران حمایت کنند و شما به این حمایت برای دوام برتری من سخت نیاز دارید. گرچه این حمایت از طریق دورویان و تملق گویان باشد!

    شما باید به خود سخت بگیرید. آبروی من مساوی با آبروی خانواده است تا من حفظ نشوم شما محفوظ نخواهید ماند، من ناگزیر دو ثلث از درآمد خانواده را خارج از خانه برای دوستان مدیحه سرای خود هزینه می کنم تا از مدیحه سرائی ایشان همواره بهره مند باشم، باقی مانده را به شایستگی مدیریت کنید تا من در مصرف دو ثلث دیگر آسوده خاطر باشم و یقیناً با ارادت و اطاعتی که از من دارید، آرامش و آسایش مرا می خواهید و بر رفاه خود ترجیح می دهید و باید ترجیح بدهید.

    همسر و فرزندان این پدرِ راستگو که ناگزیر به اطاعت از او بودند، در دل او را نفرین میکردند که قُوت و حق مسلم آنان را به نفع خود، به پای بیگانگان می ریزد تا او را تحسین و تمجید کنند، تحسین و تمجیدی که تنها در صورت ادامه ی بذل مال باقی می ماند و بذل کننده را عزیز می دارد و چون بخشش و اسراف قطع شود از او بیزاری می جویند و او را تحقیر می کنند و او را به دور می اندازند که نه برای او عزتی در خانه بماند نه نزد بگانگان جیره خوار!

    خانواده به دل، توجیه پدر را نمی پذیرفتند و به جای صرفه جوئی، در رقابت با پدر، آنان نیز در خفی اسراف می کردند.

صرفه جوئی«2»

    پدری که  برای کسب شهرت و حفظ موقع و بلندی نام خود و لذت شنیدن تملق و خوش آمد، مخارجی گزاف داشت و برای خانواده مالی نمی گذاشت، چهره ای نورانی به خود می گرفت و به همسر و فرزندان خردسال خود می گفت:

    صرفه جوئی عملی پسندیده و صواب، بلکه هنر است. همگان باید راه و رسم صرفه جوئی را بیاموزند و منافع و نعمت هائی را که به لطف و مرحمت به شما اعطاء شده به شایستگی و دقت مدیریت کنید! با اندک، ولی با مدیریت می توان زندگی را اداره کرد. البته صرفه جوئی درست مصرف کردنِ همان اندک است و چاره ای جز این نیست.

    پدر در پاسخ به فرزند خردسالش که معنای مدیریت و چگونگی آن را می پرسید، در دهان فرزند نوپای خود که سخت مشتاق بود، حبه قندی گذارد و گفت مدیریت در مصرف و صرفه جوئی آن است که حبه قند را مدتی طولانی در دهان نگهداری تا شیرینی آن را اندک اندک و بهینه دریافت کنی که اگر قند را با دندان و به سختی بفشاری طعم شیرین آن بزودی تمام می شود و در حسرت حلاوت آن می مانی. البته اگر نیاز خود را به قند فراموش کنی و از مصرف آن بپرهیزی، سلامت دندان های خود را تضمین کرده ای و در برابر بیماری قند نیز مصون خواهی ماند و این نیز فایده صرفه جوئی و مدیریت در مصرف است.

    فرزند که از ریاکاری و اسراف پدر مکّار خود آگاه بود، ولی جرأت مخالفت نداشت در حضور پدر به همان حبه قند بسنده کرد و به ظاهر اندرز پدر را نیز پذیرفت، ولی در خفی و در مقابل پرمصرفی پدر، حبه های قند را با حرص و ولع می جوید و فرو می برد تا از پدر در مصرف تبعیت کرده باشد و عقب نماند!

صرفه جوئی«3»

    پدری ثروتمند، دارای اموالی کلان، میراثی به جای مانده از نسل های گذشته، خانواده ی خود را تنها گذاشت و به جهان باقی شتافت. مردی رند مطلع از ثروت بیکران خانواده و بی سرپرستی آنان با خدعه و نیرنگ با چهره ای حق نما و مهربان در نقشی دلسوز حامی و راهنما به ایشان نزدیک شد و سرپرستی همسر و یتیمان باقی مانده از مرد ثروتمند را بدست گرفت و پدر جدید خانواده شد، مستولی بر گنجی بی رنج زیر پای یتیمان، یتیمانی که به حق انتظار داشتند نشسته بر گنج باقی مانده از پدر، در رفاه زیست کنند، ولی گنج بسته بر روی ایشان، در پنهان باز شد به روی پدر جدید که با دست گشاده از آن گنج در جهت منافع بی رویه و شخصی خود به خیانت برداشت می کرد. او فرصت نداشت، حیف بود این گنج، و باید آن را به سود خود میل می کرد، قبل از آنکه یتیمان کبیر و مدعی شوند. او برای فریب یتیمان و مادر ایشان با چهره ای حکیمانه می گفت:

    صرفه جوئی در ذات چه داشته باشید چه نداشته باشید، عملی بس نیکو و قابل ستایش است. از گنج مصرف نکنید! گنج را باید برای نسل آینده خود باقی گذارد. فرزندان آینده و فرزندان فرزندان فرزندزادگان اگر انسان هائی فلج و بی تحرکی باشند، عاجز از تحصیل درآمد و امرار معاش و متوقف در معضلات زندگی، باید در اندیشه آنان بود، این گنج متعلق به آیندگان است. شایسته است خود فقر را پیشه کنید، فقر اسباب تلاش و رشد است و فقر، تاریخ اقوام را ساخته است. به این فقر باید افتخار کرد. اگر همگان را یکسان فقیر کنیم، ظلم بالسویه خود عدالت است. صرفه جوئی کنید! از گنج زیر پای خود برندارید، که قناعت توانگر کند مرد را !

    یتیمان با سختی و فقر می زیستند و مرد حیله گر در پنهان، از گنج بر می داشت و برای آیندگان نیز از گنج باقی نماند. یتیمان چون کبیر و از قیمومت او خارج شدند، قصد جان او کردند، او گریخت و در غربت و خواری جان داد.

صرفه جوئی«4»

    مردی کاهل و تن آسا که برای تأمین معاش خانواده، سختی و کار و تلاش را نمی پذیرفت و اوقات خود را به بطالت و تفریح می گذراند و به عنصری بی کفایت بدل شده بود و چون قصد پنهان کردن بی کفایتی خود را داشت، هر روز در فضیلت صرفه جوئی و مذمت اسراف کاران سخن ها می گفت که :

    فرزندان و همسر عزیزم از مصرف بیهوده ی نعمت ها بپرهیزید. کم خوردن علاوه بر صرفه جوئی که عملی پسندیده است، مزایای بسیاری نیز دارد. بزرگان اندرز داده اند که برای حفظ سلامتی، سفره را قبل از سیر شدن باید ترک کرد. بدانید که شخصیت انسان به لباس فاخر نیست. در لباس و پوشش نظافت شرط است و نظافت از ایمان بر می خیزد، گرچه لباس مندرس و فرسوده باشد. انسانیت به درون است، نه لباس بیرون، هرچند مردم به لباس بیرون شما را بشناسند. راه را باید پیاده پیمود که پرداخت بیهوده به رانندگان اسراف است. پیاده روی نیز ورزشی است مفید که از وزن میکاهد و سلامت اندام را تضمین می کند. با صرفه جوئی می توان زندگی را مدیریت کرد، حتی با درآمد اندک.

    همسر و فرزندان که با داشتن چنین پدری ناگزیر به تحمل فقر بودند جز قبول آنچه پدر می گفت راهی نداشتند. به بخت بد خود نفرین می کردند که چرا باید خانواده این مرد بی کفایت باشند و هر روز پند و اندرز های پوچ او را بشنوند. روزی فرزند بزرگ خانواده برآشفت که ای پدر نالایق، شجاع باش و به جای این سخنان زیبا در مدح صرفه جوئی و بی کفایتی خود اعتراف کن و بگو که تو خود نیز معتقد به صرفه جوئی نیستی و با این سخنان ناتوانی خود را توجیه نکن.

صرفه جوئی«5»

    خانواده ای بود کثیرالافراد، فراهم آمده از همسر و فرزندان و همسر و فرزندان برادری که در حادثه درگذشته بود و فاقد درآمد، هزینه زندگی تمامی افراد این دو خانواده بردوش پدری بود که با تلاشی دو چندان، معاش فرزندان و همسر خود و فرزندان و همسر برادر حادثه دیده را تأمین می نمود.

    او مرد کار و تلاش بود و خستگی ناپذیر. صبح در کارخانه و عصر از طریق حمل و نقل عمومی تحصیل درآمد می نمود، ولی خشنود و دل شاد که با نهایت کوشش حداقل امکانات زندگی را برای فراد تحت تکفل خود فراهم می آورد.

    تمامی افراد خانواد از سخت کوشی مرد خانه آگاه بودند و قدردان محبت او. زنان خانه زنانی لایق بودند و با کفایت و همواره فرزندان خود را به صرفه جوئی در مصرف و دوری از اسراف در زندگی ترغیب و زندگی را به شایستگی مدیریت می کردند، آنگونه که هیچیک از اعضای خانه هرگز احساس کمبودی نمی کردند و حتی برای موارد نادر و غیرقابل پیش بینی نیز ذخیره ای داشتند.

    زنان و فرزندان بارها پدر را ستوده بودند و از تلاش او سپاسگزاری می کردند. پدر نیز از آن قدرشناسی می نمود که در حفظ آبروی او کوشا هستند. همه صادق بودند و همه نسبت به یکدیگر مهربان و هیچیک بردیگری اجحاف نمی نمود و خود را بر دیگران ترجیح نمی دانند، در این خانواده ی بزرگ، قطره آبی بیهوده مصرف نمی شد و لقمه نانی را نیز دور نمی ریختند!

    شادی و رضایت در چهره ی افراد خانواده موج می زد و راضی از صرفه جوئی خود و همه در حق یکدیگر از خدای خود طلب خیر می کردند، سال ها به اینگونه سپری شد. فرزندان صغیر هر دو خانواده کبیر شدند، خوگرفته با صرفه جوئی صادقانه، مرد و همسر او در دوران سالمندی بی نیاز بودن از دیگران و فرزندان دست از حمایت آنان برنمی داشتند. صداقت و حمایت در تمامی شئون زندگی ایشان جاری بود. چه زیباست همدلی اعضای خانواده برخواسته از صداقت پدری که رهبری خانه را برعهده دارد و هرگز خود را برتر احساس نمی کند و مغرور نمی شود و نیک بختی همسر و فرزند را نیک بختی خوییش باور دارد.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۸:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٩
comment نظرات ()