دکتر غلامرضا طیرانیان - وکیل پایه یک دادگستری

مقالات حقوقی و اجتماعی

سخنی دیگر با برتران

7.    .کسانی را به کارگزاری بگمار که راستی و درستی ایشان را آزموده باشی. میل ایشان به برتری تو و بهره بردن از آن کفایت نکند ظاهرکارگزاران میزان برای انتخاب آنان نیست. کارگزاران نباید از ثروتمندان باشند که رنجی نکشیده و نه از تنگدستان که جز رنج ندیده اند. باید از خانواده های نجیب و شریف باشند که فقر و غنا سرشت آدمی آنان را تغییر نداده باشد. در کارشان کاوش نما و برایشان بازرسانی درستکار و باریک بین بگمار تا صداقت و خیانت کارگزاران را بی هیچ ملاحظه به تو اعلام نمایند. رضایت مردم از کارگزاران تو، پایة برتری تو را تقویت می کند و تو نمی توانی خود از قصور و تقصیر کارگزاران مبری باشی و عذری از تو پذیرفته نیست. خوبان را بنواز و بدان را امور مردم دور کن.
8.    در اخذ هزینة ادراة امور صلاح مردم و آبادانی میزان است و باید برای رونق زندگی به کار رود و موجب افزایش درآمد ایشان شود. کارگزاران تو در اخذ هزینه از مردم، امین ایشان و امانت دار تو هستند. مأمورینی برای وصول هزینه ها تعیین کن که مردم را نیازارند و ناتوانان را مراعات کنند. رفتار مأمورین وصول، سبب خوش بینی و خرسندی مردم و اعتماد به برتری تو خواهد شد. آنچه مردم می پردازند باید برای ایشان هزینه شود نه برای افزودن به برتری تو.
9.    قوام و دوام کشور به همت بازرگانان و کسبه و پیشه وران وابسته است. به این گروه باید نیکی کنی و برای تلاش و بازار ایشان محیطی امن فراهم سازی و بیشترین نتیجه کار باید عاید خود ایشان شود تا با امید به فعالیت خود، سختی کار را تحمل کنند. با این همه باید مراقب آنان باشی تا در معاملات به مردم ستم نکنند و برای افزایش قیمت ها به حیل مختلفه روی نیاورند و کالای خود را احتکار نکنند و کارگزاران تو را در منافع خود سهیم نسازند، که سبب زیان مردم و سستی امور کشور و آسیب به برتری توست.
10.    هر انسان برتر نزدیکان و خویشاوندانی دارد که برخی در کسب برتری، او را یاری کرده و یا به سبب خویشی آنان را عزیز می دارد از اعطای امتیاز به آنان که گرد تو جمعند برحذر باش و خویشان خود از اموال مردم دور کن ، که موجب رنجش ایشان گردد. تبعیض درباره آنان، پیروان تو را به تو بدگمان می کند و تو را ستمگر خواهند شناخت و به تدریج از تو روی می گردانند، باید نزدیکان خود را به عدالت عادت دهی و امید آنان از تعدی به حقوق مردم را به یأس مبدل کنی. خوش بینی جمع در برابر بدبینی آنان، هنگام خشم دشمنانت با ارزش تر است. آنان که برتری تو را برای منافع خود می خواهند، هنگام بلا تو را  رها می کنند.
11.    خون پیروان خود را محترم شمار. حفظ برتری به ریختن خونِ محترم نمی ارزد، زیرا خونی که به ناحق ریخته شود برتری برتران را زائل ساخته است و کسانی که به نام تو خون بی گناهان را تباه می کنند، بلادرنگ باید به مجازات عمل خود برسند، حتی اگر از کارگزاران توانای تو باشند که این سبب قوت و قدرت تو خواهد بود و دل ها را محکم می سازد و از تعدی مردم به یکدیگر نیز می کاهد. از کارهای پنهان پرده برداشته خواهد شد و کسی نمی پذیرد که در تعدی کارگزارانت سهیم نباشی. اظهار بی اطلاعی از ستم ستمگران اعتقاد پیروانت را سست می کند.
12.    انسان های برتر باید در وفای عهد خود پیشقدم باشند و به بیش از آنکه توان داری عهد مکن که عهدشکنی از قدر و منزلت تو می کاهد و پیروانت در عهدشکنی از تو تبعیت خواهند کرد و قوام همه امور به عهد و پیمان است. کارگزاران در همه امور به تو می نگرند و همانگونه عمل می کنند که تو انجام وی دهی. دنیا زمانی اندک است و عذاب جاویدان، عادل باش و پیروانت را دوست بدار.

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢٥
comment نظرات ()

سخنی با برتران

سخنی با برتران


آنگاه که بر تنی چند یا بر قوم و قبیله ای و شهری و کشوری برتری یافتی یا حتی به لیاقت و کفایت خود، برای حفظ شایستگی خویش، سخت باید مراقب باشی که در جسم و اندام و در روح و جان انسان رخنه می کنند و بایستی در برابر شیاطینِ بیرون از خود که پیرموان انسان های برتر در گردشند تا آنان را بفریبند و سود برند. بزرگان، نقل به مضمون فرموده اند:
1. به آنان که با الفاظ زیبا و حرکات دل پسند گرد تو آیند اعتماد مکن، شیرینی قدرت آنان را به سوی تو آورده است. آنان تنها به منافع خویش می اندیشند و در خطر و هنگام سقوط تو را رها کنند. کسانی را به مشاورت برگزین که چون تو برتری یافتی خود را به تو نزدیک نکردند. آنان که از ستم به دیگران به خشم می آمدند و گنه کاران را یاری نمی کردند. آنها باید یار خلوت ها و مجالس تو باشند تا از گفتن سخنِ حق نهراسند، گرچه تلخ باشد و تو را دلتنگ کند. آنان به جاه و مال تو چشم ندارند و از مجاورت تو بر ثروت خود نمی افزایند.
چهره انسان آئینة درون اوست، اگر کسانی ترا به صفاتی ستودند، خواه در تو باشد یا نباشد، چهره در هم کش که ستایش بسیار آدمی را خودپسند و سرکش می کند و ناگزیر برای رضای خاطر خود به مدیحه سرایان و صداها و سیماهای خوش بیان روی خواهی آورد.
2. پیروان تو روزی پیرو دیگری بوده اند، به کردار و گفتار تو آنگونه نظر کنند که در بارة گذشتگان سخن می گویند. جمیع مردم اگر آزاد سخن گویند در قضاوت خود راجع به برتران خطا نکنند. مراقب باش گروه اطراف تو، تو را از این قضاوت محروم نسازند. خود یا کسانی صادق راستگو را با لباس مبدل که تو و آنان را نشناسند، در جمع پیروان خویش حاضر شوید و سخنان آنان را بی واسطة صدای آراسته و چهرة ایشان را بی واسطة سیمای ساخته از ریا، بشنوید و ببینید. مردم به فرمان عقل و دل خود چون به تنگ آیند برتران را آرام نمی گذارند.
3. برتران باید حتی از آنچه بر دیگران رواست، بر خود سخت گیرند تا به حال ضعیفان پی ببرند و تنها از این طریق است که مهربانی و رفتار نیکو در دل ایشان جای خواهد گرفت. انسان ها پیرو تو باشند یا نباشند، همانند تو می خورند و می آشامند و همانند تو به آسایش و آرامش نیاز دارند، بر آنان سخت مگیر! گرچه امروز برتری ولی به برتری با آنان رفتار مکن و جان و مال ایشان را محترم شمار! زیرا خالق انسان ها و زمین و آسمان از تو برتر است و تنها متقین نزد او برترند، چه بسیار برتران که قبل از تو به زیر آمدند و همه آنچه از عظمت و نعمت داشتند از دست دادند. زبردست بودند، خوار و زیردست شدند. اندیشه دربارة عاقبت ستمگران آدمی را بر سر عقل می آورد، پس نگذار حتی نزدیک ترین خویشان تو به نام تو بر مردم ستم کنند.
4. بایسته ترین کارها میانه روی و حق گرائی است. میانه روی را آنچنان همگانی کن تا نزدیکان تو نیز از تندروی و خودپسندی بپرهیزند. در فرامینِ خود راهی برگزین که موجب رضای همگان باشد، هرچند افراد خاص و معدود را که گرد تو جمعند خوش نیاید و سبب رنجش آنان شود. عموم مردم از تو انتظار عدالت و میانه روی دارند. مردمِ خوشنود و راضی تو را حفظ می کنند با اطاعت از فرامین تو و خاصان را با میانه روی خود در امور، آزمایش کن که می مانند یا می روند.
5. سپاه و لشکریان باید در نقش نگهبانان جان و مال و امنیت مردم بوده و در حفظ مرز های کشور انجام وظیفه کنند که رؤیت ایشان سبب خشنودی شود نه بیزاری و وحشت. کسانی از آنان را به فرماندهی بگمار که خردمند و بردبار باشند و زود و ناروا و به پشتوانه قدرت خود به خشم نیایند و قدرت را امانتی در دست خویش بدانند و مهربان باشند و عذرپذیر و به متجاوزین به حقوق مردم سخت گیر و در رسیدگی به احوال افراد سپاه و لشکریان به مانند پدری باش نسبت به فرزند که خیر و سلامت فرزندان را می خواهد و فرزند چون خطا کند و راه کج رود او را تنبیه کند و به راه راست آورد.
6. برای قضاوت و داوری در دعاوی عالِم ترین پرهیزکاران را که سوابقی درخشان در امر قضا داشته باشند و از تشخیص حق درمانده نشوند، برگزین. قاضی باید از طمع و آز دور باشد و آن قدر به او ببخش و زندگی را بر او فراخ ساز که از مردم بی نیاز گردد و عذر او از بین برود. قاضی صالح و شایسته آنست که از بکار بردن اندیشة کافی در رسیدگی به دعاوی و صدور حکم غفلت و احساس خستگی نکند و در شبهات بیش از دیگران تأمل و کنکاش نماید تا به قطع و یقین دست یابد. دادرسی و تحصیل دلائل را فراگرفته باشد و مراجعات مکرر اصحاب دعوی او را دلتنگ و خشمگین نکند و در کشف حق شکیبا باشد و چون حق بر او آشکار گردید در صدور حکم تأخیر روا ندارد. رواج رشاء و ارتشاء در امر قضا هولناک ترین خطر برای برتری توست.کسانی را به بازرسی بر امر قضاء برگزین که در سلامت نفس ایشان اندک تردیدی نباشد.

ادامه مطلب
+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٧
comment نظرات ()

خلایق آنچه لایق

خلایق آنچه لایق
     چندی پیش به درمانگاهی وابسته به .....برای اخذ نوبت مراجعه کردم. مردی سالمند و بیمار قبل از من در صف از کارمند درمانگاه سؤال کرد، او سؤال را می شنید. بیمار سؤال را با صدای بلند نیز تکرار نمود، ولی باز هم پاسخی نشنید.
     بی اعتنائی و بی احترامی از طرف آن مسئول را نتوانستم تحمل کنم. با فریاد بر آشفته گفتم: ای صاحب سمت ناچیز، چرا به این مرد سالمند پاسخ نمی دهی که بایستد یا برود. چرا در حد یک پاسخ مراجعین را آدم حساب نمی کنی، تو که در این سمت ساده خود را صاحب اختیار مطلق احساس می کنی و برای انسان هم وطن و ولی نعمت خود ارزش قائل نیستی و در محدوده اختیار خود به مردم ظلم می کنی، چه انتظار و شکایتی داری که چرا صاحب مناصب عالی که آنان نیز از ما هستند به حقوق تو و دیگران بی اعتنا و انسان ایرانی را آدم حساب نمی کنند.
     مردم هر کشور، در زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود لایق همانی هستند که هست. درخواست عدالت شایسته مردمی است که هرکس در حوزه سمت و اختیار مغرور نشود به انسان ها ی دیگر ستم نکنند.
    

+ دکتر غلامرضا طیرانیان ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٥
comment نظرات ()